برچسب جشنواره فیلم فجر

نقد فیلم شب طلایی – تله فیلم فقیر

شب طلایی یوسف حاتمی‌کیا یکی از نااُمیدکننده‌ترین فیلم‌های جشنواره امسال است. بیشتر شبیه یک تله فیلم مناسبتی صدا و سیما با بازیگران مشهور است تا یک فیلم سینمایی که برای پرده بزرگ ساخته شده است. مشکلات فنی و فیلمنامه‌ای کار به کنار، شب طلایی بیشتر محصول نگاه کوچک و قانع کارگردان به پدیده سینما است.

نقد فیلم شادروان – سوژه خوب از دست رفته

فیلم شادروان فیلمی معمولی است، هیچ توصیفی بهتر از این عبارت نمی‌توان برای شادروان پیدا کرد چرا که فیلم نه یک شاهکار بی‌بدیل است و نه یک اثر ماندگار و البته نه یک اثر سخیف و به درد نخور. گرچه ترازوی اشکالات فیلم سنگین‌تر است و نکات مثبت آن اندک، اما در کل می‌توان آن را با یک نمره ناپلئونی به رتبه قبولی رساند. فیلم یک کمدی موقعیت است، فیلمنامه‌ای گروتسک دارد و بازیگران مشهوری هم در آن حضور دارند و در همه این موارد به شدت لنگ می‌زند.

نقد فیلم لایه‌های دروغ – یک زی مووی خالص

زی مووی به فیلم‌هایی اطلاق می‌شود که به قدری ضعیف و سطحی هستند و مشکلات بدیهی دارند که خیلی زود فراموش می‌شوند. اما بعد از مدتی ممکن است برخی خوره‌های فیلم این آشغال‌ها را از زباله‌دان تاریخ بیرون بکشند و آن را تبدیل به کالت کنند. بنابراین حول محور چنین فیلم‌هایی فرهنگ خاصی شکل می‌گیرد که فقط مختص طرفداران آن فیلم است و قرار است مایه بحث‌ و تفریح هواداران آن فیلم شود. بنابراین ساختن چنین فیلمی هم می‌تواند به ماندگاری نام یک کارگردان در سینما کمک کند هر چند این ماندگاری با بدنامی همراه باشد. رابرت رودریگز سردمدار ساخت چنین فیلم‌هایی در عصر جدید است. کارگردانی که کارنامه‌اش پر است زی مووی‌هایی که به مرور زمان تبدیل به کالت شده‌اند.

نقد فیلم موقعیت مهدی – روایتی مینی‌مال و شاعرانه از جنگ

ساختن فیلمی درباره فرماندهان جنگ در سینمای ایران به شکلی که کلیشه‌ای از کار در نیاید کار بسیار سختی است. ژانر جنگ، خصوصاً آن دسته فیلم‌هایی که قرار است به زندگی یکی از فرماندهان جنگ بپردازند به شدت مستعد کلیشه‌ای شدن هستند. اکثر این فیلم‌ها چون قرار است روایت‌گر نگاه ایدئولوژیک حاکمیت به ماجرای جنگ باشند اغلب تبدیل به فیلم‌هایی می‌شوند یک‌سویه، یک بار مصرف و بی خاصیت که صرفاً به درد پر کردن رزومه مدیران می‌خورند و بس. بنابراین ورود به چنین حوزه‌ای به مثابه ورود به میدان مین است.

نقد فیلم هناس – در باب ترور شخصیتی

فیلم هناس روایت تلخی از ترور شخصیتی است که درونمایه بزرگی را درون خود جای داده؛ اما ساختار فیلمنامه و ریتم نامناسب آنچنان کمکی به انتقال صریح درونمایه نمی‌کنند. با نقد فیلم هناس همراه ویجیاتو بمانید.

نقد فیلم شهرک – بلاتکلیف

در سال‌های اخیر کارگردانان زیادی وارد سینمای ایران شده‌اند که ارتباط تنگاتنگی با شاهکارهای سینما جهان دارند. شهرک «علی حضرتی» در نگاه اول یادآور نمایش ترومن پیتر ویر است. اما هر چقدر که فیلم جلوتر می‌رود، تلاش می‌کند راهش را از آن فیلم جدا کند. علی حضرتی در اولین فیلمش سراغ داستان متفاوتی رفته است. داستانی که ساخت آن در سینمای ایران ریسک بسیار بالایی دارد. اما حضرتی به عنوان یک کارگردان فیلم اولی که مشخص است چنین فضا و اتمسفری را با تماشای فیلم‌های مهم تاریخ سینما تجربه کرده است، کوشیده فیلم اولش را شبیه آن فیلم‌ها بسازد. بنابراین همین که کارگردانان سینمای ایران با سینمای جهان ارتباط دارند و از آن تاثیر می‌پذیرند اتفاق مبارکی است.

نقد فیلم دسته دختران – جنگ چهره زنانه هم دارد

فیلم دسته دختران ساخته شده توسط منیر قیدی نسخه اکشن شده ویلایی‌هایی است که پنج سال پیش توسط او ساخته شد. تلاش منیر قیدی برای نشان دادن نقش زنان در هشت سال جنگ ستودنی است و او در ویلایی‌ها توانسته بود با تمرکز روی داستان و شخصیت‌ها، کار خود را پیش ببرد. منیر قیدی حالا در دسته دختران اما بودجه بیشتری در اختیارش گذاشته شده و این بار در دل میدان جنگ می‌رود، زنانی که تفنگ به دست هستند و با آموزش‌های نظامی، دوشادوش دیگر سربازان از میهن خود دفاع می‌کنند.

نقد فیلم بی‌رویا – تعلیق، وحشت و مابقی قضایا

تنها حدسی که می‌توان درباره چرایی وجود جملات پایانی فیلم «بی‌رویا» که در ثانیه آخر روی پرده نقش می‌بیندد بزنم اینست که کارگردان دنبال مجوز بوده و یا به خودکشی هنری دست زده است. بی‌رویا در پایان بندی خود می‌خواهد بگوید که ما شاهد تماشای توهمات یک بیمار اسکیزوفرنی هستیم و تمام معماهایی که در طول فیلم دیدیم را با همین چهار خط حل و فصل کند. اصلا نمی‌دانم چرا چنین بهانه‌ای به تماشاگر داده می‌شود و کارگردان چرا خودش به خودش آسیب می‌زند، آن هم زمانی که تماشاگر با فضای وهمناک فیلم همراه شده و توانسته با بازی بی‌نظیر طناز طباطبایی، این فضای متفاوت را ببلعد. بگذارید راحتتان کنم، جملات پایانی فیلم را باید نادیده گرفت تا فیلم جذاب‌تر بشود، چرا که در آن صورت با یک اثر سورئال ترسناک طرف هستیم که در سینمای ایران تک است.