تنها حدسی که میتوان درباره چرایی وجود جملات پایانی فیلم «بیرویا» که در ثانیه آخر روی پرده نقش میبیندد بزنم اینست که کارگردان دنبال مجوز بوده و یا به خودکشی هنری دست زده است. بیرویا …
تنها حدسی که میتوان درباره چرایی وجود جملات پایانی فیلم «بیرویا» که در ثانیه آخر روی پرده نقش میبیندد بزنم اینست که کارگردان دنبال مجوز بوده و یا به خودکشی هنری دست زده است. بیرویا در پایان بندی خود میخواهد بگوید که ما شاهد تماشای توهمات یک بیمار اسکیزوفرنی هستیم و تمام معماهایی که در طول فیلم دیدیم را با همین چهار خط حل و فصل کند. اصلا نمیدانم چرا چنین بهانهای به تماشاگر داده میشود و کارگردان چرا خودش به خودش آسیب میزند، آن هم زمانی که تماشاگر با فضای وهمناک فیلم همراه شده و توانسته با بازی بینظیر طناز طباطبایی، این فضای متفاوت را ببلعد. بگذارید راحتتان کنم، جملات پایانی فیلم را باید نادیده گرفت تا فیلم جذابتر بشود، چرا که در آن صورت با یک اثر سورئال ترسناک طرف هستیم که در سینمای ایران تک است.
سینمای ایران درگیر سوژههای تکراری شده که خارج از این چارچوبها ساختن یک شجاعت خاصی میخواهد. کارگردانان فیلم اولی معمولا این درایت را پیدا میکنند که آثار خاص خودشان را خلق کنند و کاری به این سوژههای تکراری نظیر اعتیاد و خیانت و قصاص و… نداشته باشند. بیرویا از این حیث کاملا قابل تقدیر است چرا که پا در ژانری غریب در سینمای ایران گذاشته: سینمای تعلیق و سورئال. این دو عبارت برای فیلمبازانی که با آثار جهانی طرف هستند، عبارات آشنایی است اما برای بسیاری از سینمادوستان آثار ایرانی تا ح زیادی ناملموس هستند.
