برچسب بی آبی
ایستاده در میان بیآبی؛ روایت تلخ مردمانی که با بحران آب میجنگند
چطور میتوان بحران بزرگ آبهای زیرزمینی را برطرف کرد؟
وقتی دریاچهها بهزمینهای زیرین نشت میکنند، سطح آبهای زیرزمینی افزایش پیدا میکند. در نهایت دریاچهها توانستند سطح آبهای زیرزمینی برخی مناطق این دره را تا ۶۰ متر افزایش دهند.
تهران در آستانه نقطه صفر آبی؛ انجمن فولاد: ساختوساز بتنی دیگر توجیه ندارد
در حالی که بحران آب هر روز جدیتر میشود و تهران بهگفته کارشناسان بهتدریج به نقطه صفر آبی نزدیک میشود، انجمن تولیدکنندگان سازههای فولادی هشدار میدهد که ادامه ساختوسازهای بتنی با شرایط اقلیمی کنونی کشور سازگار نیست.
داستان تشنگیهای زایندهرود از گذشته تا امروز
در تابستان گرم و بی آب سال 1312 خورشیدی که بنا بر گزارش روزنامه اخگر، «اصفهان در بیآبی میسوخته و با وجود قنوات معتبر و رود پربرکت زایندهرودش دستخوش تنگآبی بوده است» همان تابستانی که نمایش تمام آهنگ کیخسرو و سیاوش با نمایشنامهای که باز در گزارش اخگر «یکی از بهترین پی اسهایی که تا به آن زمان به زبان فارسی تهیه شده» معرفی شده است و نمایش آن «شدیدترین احساسات وطنی را در قلب تماشاچی تولید و یکی از پردههای مهم تاریخی این مملکت را در نظر او جلوهگر میسازد.»
دل اصفهان دارد خالی میشود!
دل اصفهان دارد خالی میشود. رسانهها، فعالان محیطزیست، استادان دانشگاه و کارشناسان در سالهای متمادی، این مسئله را به مسئولان گوشزد کردهاند. تداوم خشکسالیها، کاهش بارندگیها و برداشت بیرویه منابع آب زیرزمینی در دهههای گذشته باعث شده تا از حدود ۶۰۰ دشت کشور، بیش از ۴۰۰ دشت در شرایط بحرانی قرار گیرند و استانهای اصفهان، فارس، کرمان، خراسانرضوی و خراسانجنوبی در صدر مناطق دارای بیشترین تعداد «دشت ممنوعه» ثبت شوند.
«گاوخونی» من کو؟!
جایی در خم رودخانه که رمل و آسمان و آبِ وامانده از رفتن و بوی لجن مشام و دیده را مشغول میکرد و دیگر خبری از شکوه طبیعی و تاریخی گاوخونی در کتابهای تاریخ و جغرافیا و ادبیات و عکسها و فیلمهای مستند وجود نداشت، همهچیز تبخیر شده و به آسمان ورزنه رفته بود! شنیدن آخرین نفسهای مرداب بسیار ناراحتکننده بود، اما نشان میداد که در روزگاری نهچندان دور، طبیعت گاوخونی چه عظمت و شکوهی داشته است: روزی قشلاقگاه شازدههای قجری بوده و روز دیگر واحه آمریکاییها و طی قرنها نانوآب اهل این سرزمین کویری را تأمین میکرده است. در یک دهه گذشته، هر بار برای بهانههایی کوچک به شهرهای در مسیر رودخانه و مردابش سرزده، ورزنه و کویر و آنچه را پیرامون آن میشناختم تماشا کرده و به چشم میدیدم که چگونه رود کف به لب آورده و لهله میزند.
صدای ما میاد؟
عصر سهشنبه هفته گذشته برای تهیه گزارشی میدانی به منطقه زیار رفتیم و دیدیم که کشاورزان شرق اصفهان همچنان تشنهاند و شاکی. ردیف در ردیف تراکتورهایشان را ظل آفتاب چهارم خرداد هزاروچهارصد در زمینهای خشک و بیحاصل پارک کرده و جملگی زیر سایبان نشسته و در انتظار مسئولانی بودند که نیامدند. ساعت از سهوسی دقیقه بعدازظهر گذشته بود و آفتاب با شدت میتابید و مخلوقات خدا را به طرز غریبی میسوزاند. پیرمردها و میانهسالها با موهای سپید و فلفل نمکی و ریشهای چندروز نزده، عصبانی و کلافه از بیآبی و بیتوجهی، عدهای در زیر سایه بان و عدهای زیر آفتاب، در کنار انبوه تراکتورها ایستاده بودند و سیگار میکشیدند و حرف میزدند.
