الان که وقت خواب نیست!
چشمهایم بهیکباره تیر کشید. چهرهام درهم شد و از گوشه چشمم، ننه آقا را دیدم که گوشه پرده در دستش هست و دارد زور میزند تا پرده را تا انتهای پنجره بکشد.
چشمهایم بهیکباره تیر کشید. چهرهام درهم شد و از گوشه چشمم، ننه آقا را دیدم که گوشه پرده در دستش هست و دارد زور میزند تا پرده را تا انتهای پنجره بکشد.
هلیا_نکن_شر_میشه در روزهای اخیر در فضای مجازی راهاندازی شد و کلیپی از چند دختر بچه نوجوان اصفهانی که نقش اصلی آن را هلیا ایفا و در آن اقدام به قمهکشی میکرد، در این فضا به سرعت دست به دست و با اظهارنظرها و طنازیهای بسیاری از سوی کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شد. رسانههای رسمی و غیررسمی نیز کموبیش به ابعاد مختلف این موضوع پرداختند و برخی نیز مجدد اقدام به بازنشر این محتوای خشونتآمیز، بدون پوشاندن صورت نوجوانان حاضر در صحنه کردند؛ اقدام غیرحرفهای که میتواند تبعات زیادی برای این نوجوانان داشته باشد. اکبر نصراللهی، رئیس دانشکده علوم ارتباطات و رسانه دانشگاه آزاد تهران مرکز، در گفتوگو با «اصفهانزیبا» از نحوه پوشش محتوایی نظیر آنچه در کلیپ «هلیا» رخ داد، میگوید.
سپیدهدم نیمه زمستان درست در روز 22 بهمن 1357 در سرزمین ایران به رهبرى پیامبرگونه امام خمینى(ره)، انقلابی طلوع کرد که به «اعجاز بزرگ قرن» معروف و مزین شد و تا امروز که 45 سال از آن رخداد اعجازگونه میگذرد، راه و مسیرش را ادامه داده است.
«بچهدار بشویم یا نشویم؟» این سوالی است که این روزها خیلی از زوجهای جوان بعد از گذشت یکی دو سال از ازدواجشان از خودشان و همدیگر میپرسند. آنطور که آمارها نشان میدهند، پاسخ این سؤال در میان زوجهای امروزی الزاماً همیشه «بله» نیست و داشتن و نداشتن فرزند به دو گزینه برابر بدل شده است. دلایل مختلفی هم برای این مسئله وجود دارد که میشود گفت برخی از آنها شامل مشکلات اقتصادی، استقلال مالی زنان و اهمیت پیدا کردن آزادیهای فردی برای آنها، تغییر رویکرد جوانها به فرزندآوری به عنوان یک ارزش و… هستند. این در حالی است که در قدیم پاسخی به جز «بله» برای این سؤال وجود نداشته است! چه برای زوجهای جوان و چه خانوادههایشان که از همان ابتدای ازدواجِ فرزندانشان چشم به راه از راه رسیدن نوهها بودهاند و اگر مانعی بر سر راه این روند طبیعی به وجود میآمده، همه خانواده خود را موظف به برطرف کردن آن میدانستند.
جشنواره فیلم فجر یکی از معتبرترین جشنوارههای فیلم در ایران است که هرساله همزمان با ایامالله دهه فجر انقلاب اسلامی ایران در تهران و شهرستانها برگزار میشود. امسال هم شاهد برگزاری چهل و دومین برگزاری این رویداد فرهنگیهنری در تهران و شهرستانها بودیم.
چند سالی است که از کشورهای دیگر کالاهایی وارد بازار میشود که قیمت آن بسیار بالاست؛ با این وجود برخی اقدام به خرید آنها میکنند و همین استقبال مردم باعث شده است که همچنان اقلام مختلف بهاصطلاح لاکچری، یکی پس از دیگری و با اشکال و برندهای مختلف سر از بازارها درآورند.
با پیروزی انقلاب و پس از هشت سال دفاع مقدسی که پشت سر گذاشتیم، بهمرور نام کانونهای فرهنگی در اوایل دهه هفتاد رونق پیدا میکند.
درودیوارهای خانه سیاهپوش است و بنرهای عرض تسلیت، سرتاسر دیوارها را پوشانده. حجله مرگ جلوی در خانه ایستاده و نشانی است از خانهای که صاحبانش، چند روزی است به عزا نشستهاند و صدای گریه و زاری زنهایش از آنطرف در به گوش میرسد. صوتِ «اذا الشمْسُ کوّرَت» «عبدالباسط» بلند است و سکوت ظهر تابستانی روستای «جهادآباد» شاهینشهر را سنگین کرده است. هفت روز از مرگ محیطبان «رضاقلی خسروی» گذشته. خانه، اما هنوز در رفتوآمد و شلوغ است. همه برای عرض تسلیت آمدهاند؛ همه بهجز: «شکارچی ضارب و خانوادهاش که در همین روستا زندگی میکنند.»