برچسب باید جنگ را باور کنیم

سفری داستانی به دل محله جوباره

مطهره شیرانی متولد سال 1367 در اصفهان، از داستان‌نویسان جوان شهر گنبدهای فیروزه‌ای است. او در سال 1388 در دوره آموزشی داستان کوتاه با تدریس بهزاد دانشگر شرکت کرد و از سال 1392 قدم‌هایش را محکم‌تر از همیشه در دنیای نویسندگی گذاشت.

سایه «دلتا» بر سر رود

خیابان‌های منتهی به لبی آب تا نیمه شب از آدم و ماشین لبریز است. بازار فیلم و عکس و سلفی و استوری داغ است و اینستاگرام را که باز می‌کنی، آب آمده و کرونا را برده است! شواهد میدانی نشان می‌دهد که اصفهان قرمز نیست، کرونای دلتا به مهمانی شهر فیروزه نیامده، واکسن به وفور یافت می‌شود و بیمارستان‌ها اصلا درگیرِ مبارزه با یک همه‌گیری نیستند. به سبک آقای وزیر می‌توان نمک ریخت و گفت، نقشه کرونایی اصفهان بیخود کرده به رنگ قرمز در آمده است! مرکز استان را نگاه کنید، یک نوار آبی پیداست!

زبان مادری؛ پشتوانه هویت ملی

درست است که زبان در اولین کارکرد خود، برای برقراری ارتباط انسان‌ها با یکدیگر به وجود آمده است؛ اما از همان ابتدا یکی از مؤلفه‌های تمدن تلقی می‌شد. از آنجایی که هر تمدنی خط و زبان مخصوص خودش را داشت و هر تمدن و ملیتی به زبان خودش شناخته می‌شد، به مرور زبان، یکی از ابعاد اجتماعی افراد جامعه را تشکیل می‌داد.

اداره به اداره در جست‌وجوی کرونا!

موج پنجم کرونا را با کرونای دلتا شروع کردیم و به میمنت بازگشایی نیم‌بند زنده‌رود که ملت تشنه را به لب رود کشانده، سری به ادارات اصفهان زده‌ایم تا ببینیم کی ماسک زده و کی نه! یک روز گرم تابستانی در تیرماه سالِ صفر است و عرق چک‌چک از بند‌بند وجود مردم می‌چکد. به تازگی محدودیت‌ها تشدید شده، اما کسی به کسی نیست؛ مثل واکسن که خبری از آن نیست و گفته شده در این بی خبری، حق انتخاب نوع واکسن هم نیست! ادارات با یک سوم نیرو به کار و گاهی هوله‌رفتن ادامه می‌دهند. خبرنگار اصفهان‌زیبا، برای بررسی رعایت پروتکل‌ها به اداره مالیات، پست نشاط مجموعه اداری بیست و دوم بهمن (شامل اداره‌های ثبت احوال، اداره گاز، کانون وکلا و…) سازمان نظام وظیفه و دادگستری نیکبخت سر زده و دیده است که در برخی از این اداره‌ها مردم در هم متراکم  هستند و کرونا برای کسی آن‌قدرها هم مهم نیست!

اکوفمینیسم چیست؟

همان طور که در نوشتار پیشین ذکر شد، دهه هشتاد میلادی دهه‌ای پرکار برای اکوفمینیست‌ها بود. نیمه دوم این دهه با کارهای مشترک «وندانا شیوا»[1] و «ماریا میس»[2] ادامه یافت. شیوا در ادامه کار «کارولین مرچنت»، توانست تاثیر مضر نیروهای مردسالار، استعماری و نیز نیروهای دنیای مدرن همانند «توسعه» و «علم» را بر طبیعت و زنان در عرصه جهانی برجسته سازد. او نشان داد که چگونه توسعه و علم به عنوان نظم‌های غالب اجتماعی در پیوندی بنیادین با مردسالاری و استعمارگری هستند. پیش از پرداختن به نظریات مهم در حوزه علم (که عموما در دهه 90 منتشر شدند) و از طریق مرچنت آغاز شده بود، می‌توان ابتدا وضعیت کشورهای جهان سوم در آن زمان را بررسی کرد تا بتوانیم درک بهتری از آن چه شیوا درباره ارتباط توسعه و استعمارگری بیان داشته بود به دست آوریم.

می‌خواهم دنیا پر از نام «علی» باشد!

پسرخاله‌ام وقتی به دنیا آمد تا چند روزی اسم نداشت! البته دخترها معمولا اسم بچه‌هایشان را از همان کودکی یا نوجوانی انتخاب می‌کنند و حتی شاید این کار فقط مخصوص دخترها نباشد. اما به هر حال پسرخاله‌ من وقتی که به دنیا آمد تا چند روزی اسم نداشت.

بهزیستی برای به زیستی!

نشست خبری مدیر بهزیستی شهرستان اصفهان و معاونان به مناسبت هفته بهزیستی، صبح یکشنبه، 27 تیرماه 1400 در اداره بهزیستی شهرستان اصفهان برگزار شد. در ابتدای این نشست، مدیر بهزیستی شهرستان هدف بهزیستی را بهتر زیستن عنوان کرد و ضمن گرامی داشت هفته بهزیستی گفت:«تاکنون در استان اصفهان 140 هزار معلول توان‌خواه شناسایی‌شده درحالی‌که سازمان بهداشت جهانی معتقد است این عدد به 500 هزار نفر می‌رسد.»