الان که وقت خواب نیست!

چشم‌هایم به‌یک‌باره تیر کشید. چهره‌ام درهم شد و از گوشه چشمم، ننه آقا را دیدم که گوشه پرده در دستش هست و دارد زور می‌زند تا پرده را تا انتهای پنجره بکشد.

چشم‌هایم به‌یک‌باره تیر کشید. چهره‌ام درهم شد و از گوشه چشمم، ننه آقا را دیدم که گوشه پرده در دستش هست و دارد زور می‌زند تا پرده را تا انتهای پنجره بکشد.

الان که وقت خواب نیست!

به گزارش اصفهان زیبا؛ چشم‌هایم به‌یک‌باره تیر کشید. چهره‌ام درهم شد و از گوشه چشمم، ننه آقا را دیدم که گوشه پرده در دستش هست و دارد زور می‌زند تا پرده را تا انتهای پنجره بکشد.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *