برچسب افسانه صادقی

آیا کسانی که دو دوز واکسن را زده‌‌اند هم باید نگران سویۀ اُمیکرون باشند؟

ظهور سویۀ اُمیکرون گمانه‌‌زنی‌‌ها و نگرانی‌‌های بسیاری را در این خصوص برانگیخته که شاید این سویۀ جدید، نسبت به سویه‌‌های موجود ازجمله دلتا، در برابر واکسن‌‌های کووید-19 مقاوم‌‌تر باشد؛ اما این چه معنایی برای افراد معمولی که دو دوز واکسن را زده‌‌اند، دارد؟ کارکرد تمام واکسن‌‌هایی که در حال حاضر در بریتانیا وجود دارند بدین ترتیب است که سیستم ایمنی را در برابر پروتئین اسپایک (spike protein) موجود در ویروس کرونا آموزش می‌‌دهند. این پروتئین کلیدی است که ویروس از آن استفاده می‌‌کند تا با متصل شدن به گیرندۀ ACE2 سلول‌‌ها، آن‌‌ها را آلوده کند.

مراقب باشید اما وحشت نکنید

گائوتِنگ کوچک‌‌ترین استان در بین نُه استان آفریقای جنوبی است اما یک‌‌چهارم از جمعیت این کشور را در خود جای داده است. به‌‌علاوه، این استان قطب اقتصادی آفریقای جنوبی به‌حساب می‌‌آید. این عوامل باعث شده که گائوتنگ تبدیل به مرکز اصلی همه‌‌گیری کووید-19 در این کشور شود. پروژه پایش کووید-19 در گائوتنگ می‌‌کوشد ما را به درک بهتری از تجربه این استان برساند. به‌‌علاوه، این پروژه می‌‌تواند به‌‌عنوان سیستم هشدار زودهنگامی برای سایر بخش‌‌های کشور عمل کند. هارشا سومارو (Harsha Somaroo)، متخصص بهداشت و سلامت عمومی، از اعضای تیمی است که داده‌‌های کووید-19 را برای وزارت بهداشت آفریقای جنوبی تحلیل می‌‌کند و در مصاحبه‌‌ای که با کانورسیشن آفریقا (The Conversation Africa) داشت به ما از آنچه تاکنون مشخص شده گفت.

چرا گوش دادن به آهنگ‌‌های غم‌‌انگیز حالمان را خوب می‌‌کند؟

بسیاری از ما آهنگ‌‌های غم‌‌انگیز را دوست داریم و از شنیدنشان لذت می‌‌بریم؛ اما چرا؟ غم و ناراحتی احساسی است که ما معمولاً تلاش می‌‌کنیم از آن اجتناب کنیم. اگر از یک آدم فضایی بپرسیم، احتمالاً می‌‌گوید که توقع دارد چنین آهنگ‌‌هایی آدم‌‌ها را افسرده کند و برایشان ناخوشایند باشد.
بااین‌‌حال، موسیقی غم‌‌انگیز ما را در خود غرق و حالمان را خوب می‌‌کند؛ اما واقعاً چرا گوش دادن به آهنگ‌‌های غمناک این‌‌قدر حس خوبی دارد؟

کرونا، ابزار جدید بازاریابی و تبلیغات

در ابتدای همه‌‌گیری کرونا، مصرف‌‌کنندگان با شکل جدیدی از تبلیغات که به‌‌طور ناپخته و شتاب‌‌زده‌‌ای سرهم شده بود، بمباران شدند. در آن «دوران ابهام و تردید»، شرکت‌‌های مختلف به مشتریان خود وعده می‌‌دادند که می‌‌توانند روی کمک برندهای موردعلاقه‌شان حساب کنند. این تبلیغات که همه‌‌جا را هم پر کرده بود، به‌طورمعمول شامل پیانونوازی‌‌های دلگیر و حزن‌‌انگیز می‌‌شد و اظهاراتی ازاین‌دست را مطرح می‌‌کرد که این یک بحران مشترک است و همه ما در آن سهیم هستیم؛ اما حالا پژوهش‌‌های ما از شگردها و ترفندهای پشت این تبلیغات پرده برداشته و به‌‌خوبی نشان می‌‌دهد که چرا مصرف‌‌کنندگان باید در دوره‌‌های بحرانی نسبت به شیوه‌‌های تبلیغات و بازاریابی هشیار باشند.

کرونا، فرصتی برای رهایی از کلیشه‌‌های بدن ایدئال

همه‌‌گیری کووید-19 زندگی روزمره بسیاری از مردم را چه در جزئیات و چه در ابعاد عمیق آن دستخوش تغییر کرده است: لذت بردن از شلوارهای بدون کمربند، امتحان کردن روش‌‌های خلاقانه شیرینی‌‌پزی و شاید هم صرف زمان‌‌های طولانی در حالت نشسته، چه برای ملاقات‌‌های مجازی و چه برای تماشای پی‌‌درپی فیلم و سریال. برای بسیاری از افراد، چنین رفتارهایی با محدودیت‌‌ها و تنش‌‌های دائمی همه‌‌گیری همراه شده و به اضافه‌وزن و بروز احساس ناخشنودی از تصویر بدنی1 یا تشدید این حس انجامیده است.

استرس مسری است؛ تنش‌‌ها را به شریک زندگی‌‌تان انتقال ندهید

این روزها استرس به بخشی جدائی‌‌ناپذیر از زندگی بسیاری از ما بدل شده است. درگیری‌‌های خانوادگی، مشغله‌‌های کاری، همه‌‌گیری کرونا و معضلات اقتصادی، همه این‌‌ها را که کنار هم بگذارید به این نتیجه می‌‌رسید که شاید در شرایط فعلی مضطرب بودن اجتناب‌‌ناپذیر باشد؛ اما راه‌‌حل چیست؟ آیا باید دست روی دست بگذاریم و شاهد عذاب کشیدن خود و شریک زندگی‌‌مان باشیم؟ چطور می‌‌توانیم هم سطح سلامت خودمان را بالا ببریم و هم از عزیزانمان در برابر این تنش‌‌ها و نگرانی‌‌های هرروزه محافظت کنیم؟

چطور از اطلاعات شخصی‌‌مان در اینترنت و فضای مجازی محافظت کنیم؟

وقتی اطلاعات شخصی یا شماره کارت اعتباری‌‌تان را در یک وب‌‌سایت اینترنتی وارد می‌‌کنید، برای یک لحظه مردد می‌‌شوید؟ حس آسیب‌‌پذیر بودن آزارتان می‌‌دهد؟ حسی نشئت‌گرفته از موج سرتیترهایی که از سرقت اطلاعات و هک شدن می‌‌گویند؟ اگر هم این‌‌طور باشد، احتمالاً این احساسات را سرکوب و روی گزینه تأیید کلیک می‌‌کنید! خب هرچه باشد لازم است خرید کنید، برای شغل موردنظرتان درخواست بدهید، فرم خسارت بیمه را پر کنید، درخواست وام بدهید یا هر کار حساس دیگری که این روزها به‌‌طور اینترنتی انجام می‌‌شود.

چطور از افسوس گذشته رها شویم؟

یکی از دوستان من (که از این به بعد او را «جِی»1 می‌‌نامیم) در اوایل دهه 90 در نیویورک برای شرکت آی‌‌بی‌‌ام کار می‌‌کرد. او برنامه‌‌نویس کامپیوتر بود و درآمد خوبی داشت. گاه‌وبیگاه، شرکت‌‌های رقیب و استارتاپ‌‌ها از جی می‌‌خواستند که به آن‌‌ها ملحق شود. یک‌‌بار او پیشنهادی از سوی یک سازمان جالب اما کوچک در شهر سیاتل دریافت کرد. درآمد مطرح‌‌شده ناچیز بود و بخش غالب بسته پیشنهادی هم شامل سهام شرکت می‌‌شد. جی بعد از مشورت با دوستان و والدینش این پیشنهاد را رد کرد و در آی‌‌بی‌‌ام ماند؛ اما او از همان موقع تابه‌حال به خاطر این تصمیمش افسوس می‌‌خورد چون آن شرکت کوچک مایکروسافت بود.