برچسب اصفهان زیبا

در ستایش آب

تقدس و نیایش آب از آیین‌های کهن جهان و به‌ویژه تمدن‌های هند، چین، ایران و مصر باستان است. اهمیت نقش آب در زندگی و فرهنگ مردم ایران بر هیچ‌کس پوشیده نیست. وضعیت جغرافیایی، زندگی و معیشت ایران از یک سو و اهمیت آب در آیین‌ها و فرهنگ‌های مذهبی و اساطیر ایرانیان، سبب شده است که نام و نماد آب در بسیاری از آیین‌ها و باورهای ایرانی نقش پررنگی داشته باشد (فرهادی،1:1364). مطابق با اساطیر ایرانی، گذشتن از آب، تولد تازه را برای فرد رقم می‌زند و بسیاری از اساطیر ایرانی از آب گذر کردند و زرتشت نیز به هنگام رسیدن به پیامبری از آب گذر کرد (بهار،1375).

دیالوگ، در خدمت قصه

از شام اربعین تا شب شهادت امام حسن عسگری (ع)، در آنتن شبکه سه شاهد سریالی به نام نجلا بودیم. سریالی که ما را وارد فضا و موقعیتی در سرزمین نخل‌ها می‌کرد. سریالی که دوربینش را نتوانست به کربلا برساند و در آبادان پایانش را اعلام کرد، محوریتش امام حسین علیه السّلام و اربعین است و درون مایه‌ی عاشقانه-عارفانه‌اش را خیلی‌ها با سریال «شب دهم» حسن فتحی مقایسه کردند. نجلا داستان دو دلدادگی بود. تلفیقی از عشق معنوی و زمینی. داستان معجزه و ایثار. قصه سریال نجلا در سال 1358 می‌گذرد. پسر داستان از دختری که عاشق است، شرط می‌گیرد که اگر در آن اوضاع آشفته و ناامنی‌ها بتواند دختر را از مرز رد کند و به زیارت اربعین برساند در قبال عشقش به او پاسخ مثبت می‌دهد، اما همه اینها در طول مسیر دستخوش اتفاق‌هایی می‌شود. در ادامه گفت‌وگوی کوتاهی با هادی قربانی، یکی از نویسندگان سریال نجلا داشتیم تا نجلا را از دریچه چشم نویسنده‌اش ببینیم. 

گردشگری غذا در ماه مبارک رمضان

فرارسیدن ماه رمضان شیوه زندگی مسلمانان را در سراسر جهان به‌یک‌باره تغییر می‌دهد. این امر به‌ویژه در کشور ایران با وسعت جغرافیایی و فرهنگی زیاد و متنوع، بیشتر به چشم می‌خورد؛ به‌نحوی‌که شاهد تعطیل‌شدن بسیاری از کسب‌وکارهای مرتبط با ارائه مواد غذایی گرم در طول روز هستیم. بااین‌حال در این ماه مبارک انواع و اقسام مواد غذایی مخصوص ارائه می‌شود که قابلیت تبدیل‌شدن به جاذبه‌ای برای گردشگری غذا را دارند؛ به‌ویژه آن‌که اقوام گوناگون هرکدام بنا به موقعیت جغرافیایی و داشته‌های موجود در منطقه سکونتشان، سفره افطاری و سحر خود را با غذاهای مختلفی تزیین می‌کنند.

داستان‌سرای شگفتی‌ساز

همچنان‌که بال پرندگان برهوای متراکم ضربه می‌زند و بدون آن هیچ پرنده‌ای توان پرواز ندارد، واژه‌هایی که تخیل رهایشان کرده نیز با پرواز خود بر واقعیت صحه می‌گذارند. (بهار و همه، ویلیام کارلوس ویلیامز،  احمد اخوت) به یاد می‌آورم اصفهان من گذشته و حالش فقط با بعضی نام‌ها کامل می‌شود. اصلا ذهنم مکان‌ها را با جای پای آدم‌ها معنی می‌کند. راسته کتاب‌فروش‌ها بی ‌استاد جمشید مظاهری ناقص است. هرشب از پشت ویترین، صندلی خالی دکتر شریعت را در کتابفروشی فرهنگسرا که دارد گرد می‌خورد می‌بینم. جایی که بوی کتاب بدهد، حتما رد مردی سفیدروی سفیدمو با چهره مهربان و پایه‌ ریش بلند و سبیل کلفت را که یادآور مردانی آمده از فیلمی‌آمریکایی از دهه پنجاه میلادی است می‌بینی. دقیق کتاب‌ها را می‌نگرد.

مترجمی که ماهیت ادبیات را می‌شناسد

آشنایی من با جناب دکتر اخوت از دانشگاه اصفهان آغاز شد، زمانی که تازه از آمریکا بازگشته بودم و در دانشکده زبان‌های خارجی ادبیات انگلیسی تدریس می‌کردم. از پیشینه ادبی ایشان اطلاعی نداشتم، ولی در گفت‌وگوهای خصوصی بین خودمان به عنوان دو همکار متوجه علاقه ایشان به ادبیات و کار ترجمه و البته بعدها، از حضور مستمرشان در حلقه نویسندگان جُنگ اصفهان با زنده‌یاد گلشیری و جمع نویسندگان جوانی که در آن فعال بودند، آگاه شدم. با اینکه در مرکز زبان‌آموزی دانشگاه اصفهان مشغول تدریس بودند و بعدها به مرکز زبان آموزی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان منتقل شده و ادامه خدمتشان در آنجا سپری شد، گرایش شدید ایشان به ترجمه آثار ادبی کلاسیک و به‌ویژه آثار ویلیام فاکنر و بورخس که زبانی دشوار برای ترجمه دارند، مرا علاقه‌مند به خوانش کارهای ایشان کرد.

پوشه‌های آقای نویسنده

گمان کنم احمد اخوت در کتاب «تا روشنایی بنویس» از تقدس میز نویسنده می‌گوید. به کتاب دسترسی ندارم اما همین که این موضوع در گوشه‌ای از ذهنم ذخیره شده است می‌خواهم به‌یادش بیاورم و از آن برسم به چیزی که در این نوشته به دنبالش هستم: «چگونه می‌شود به پوشه‌های احمد اخوت سرک کشید؟» یا اصلا «چرا باید به پوشه‌های احمد اخوت سرک کشید؟» پوشه‌هایی که برای من که ندید‌مشان در ابری از رمز و خیال پیچیده شده‌اند، پر از تکه‌های ناب زندگی‌های پشت‌سر گذاشته‌شده. همین شاید بتواند بار آن تقدس میز نویسنده‌ای را به دوش بکشد که سال‌ها پیش در «تا روشنایی بنویس» خوانده‌ام و به‌یادم مانده است. درباره تقدس میز نویسنده، پل آستر هم در رمان «شب پیشگویی» تصویری می‌سازد.

داستان‌هایی از می‌سی‌سی‌پی

ویلیام فاکنر یکی از مطرح‌ترین نویسندگان آمریکایی و به‌خصوص جنوب این کشور است. برنده نوبل ادبی سال 1949 در نیو آلبانی می‌سی‌سی‌پی به دنیا آمد. همان رودی که برای ما همیشه یادآور سفرهای هاکلبری فین و مارک تواین بوده. رمان‌ها و داستان‌های کوتاه فاکنر همواره تحت تأثیر سرزمینی است که در آن به دنیا آمده بود. سبک خاص نویسندگان جنوب آمریکا، سبکی شاخص و متمایز است. آن‌ها از برده‌داری، کشاورزی و زمین‌داری، فقر، کارگری، جنگ‌های انفصال و… سخن می‌گویند. شخصیت‌های داستان‌های نویسندگان جنوب نه روشنفکر و شهری بلکه ساده، سرراست و زودباورند. اغلب در آثار این نویسندگان طنز و شوخی بسیار دیده می‌شود و زبانی که برای روایت برمی‌گزیند پر از کنایاتی است که در عین سادگی منظور نویسنده را به خوبی منتقل می‌کنند و از زندگی پر از مشقت مردمان جنوب سخن می‌گویند.

هنر در آغوش روانکاوی فروید

جایگاه فروید و نظریاتش طی سال‌های گذشته تا به امروز دستخوش دگرگونی‌های زیادی شده است. اگرچه بسیاری از واژه‌هایی که او به کار برده است، مانند عقده ادیپ ، ناخودآگاه ، ایگو و …، هنوز هم به همان صورت به کار می رود، اما یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های فروید، که در ابتدا توجه کمتری به آن شد، ابداع نقد ادبی روانکاوانه بود؛ دستاوردی که خیلی از شیفتگان هنر را بر آن داشت تا با کمک آن به تبیین آثار هنری بپردازند.