برچسب ادبیات کودک و نوجوان

لذت زندگی با برق نگاه کودکان

 درودیوار خانه را به نام و نشان بزرگان ادبیات و به کام کودکان نقش زده‌اند. توران میرهادی، جبار باغچه‌بان، مهدی آذریزدی، فرهاد حسن‌زاده، هوشنگ مرادی کرمانی و … همه از توی تصاویرشان لبخند بر لب ما را نظاره می‌کنند شاید با این باور که خاطره خوب روزهای کودکی و کتاب اینجا جانی دوباره بگیرد.برخلاف روزهای شلوغ و پرجنب‌وجوش خبری از بچه‌ها نیست و به‌حکم کرونا حالا یک سالی می‌شود که کودکانه‌ترین خانه خیابان فرایبورگ رنگ سکوت و انتظار برای هیاهوی دوباره گرفته. این خانه اما برای نهضت‌خانم قریشی‌نژاد همان جایی است که بود و هرچند مدتی است با شیوع کرونا فعالیت‌ها مثل قبل ادامه ندارد اما سال‌هاست چشمان زندگی‌اش با برق نگاه بچه‌ها سو گرفته است.

پابه‌پای اصفهان

 قصه‌هایش تمامی ندارد. جمله‌ای می‌گویم؛ حتی کلمه‌ای، سرریز خاطره‌ای می‌شود و زمان و مکان به طرزی غریب در محضرش بی‌معنی. نقل‌ها دارد که بگوید؛ از تجربه پذیرش اولین مسئولیت‌های اجتماعی به یمن فعالیت در رسد پیشاهنگی تا کشف لذت انجام اولین کمک داوطلبانه در 14سالگی در زلزله گناباد و نخستین مسافرت مستقل عمرش. از آمدن «پابه‌پای زاینده‌رود» که اول‌بار هوایش در نوجوانی طوری افتاد توی سرش تا موتورسیکلت پدر را بردارد و تک‌وتنها بزند به دل جاده، فقط برای اینکه بفهمد گاوخونی کجاست؟ و اولین جرقه‌های دل‌سپردن به کتاب با الکساندر دوما و سه‌تفنگدارش تا پناه‌بردن به کتابخانه فرهنگ در ضلع جنوب‌غربی مدرسه چهارباغ در دهه 40 و زندگی در هوای صمد بهرنگی و علی‌اشرف درویشیان و بعدها چشیدن طعم کتابداری روستایی.

دعوت به عمیق‌تر دیدن

بیشترین استفاده‌ای که ما از تقویم‌های در دسترسمان می‌کنیم، این است که بگردیم و روزهای تعطیلی را که در طول آن سال وجود دارند، بشماریم. نهایتش گاه‌گاهی هم دور تاریخ‌های مهم خط می‌کشیم تا یادمان نرود در فلان روز امتحان داریم، فلان تاریخ تولد دوستمان است و در آخر آن هفته قرار است به مسافرت برویم. چیزی که دراین‌بین از دستمان در می‌رود مناسبت‌های کوچک و بزرگ ایرانی و جهانی است، مناسبت‌هایی که حتی ممکن است تلویزیون و دیگر رسانه‌ها هم یادشان برود درباره آن صحبت کنند؛ مثلا می‌دانستید که 18 تیر روز ملی ادبیات کودک‌ونوجوان است؟ 

این خانه روشن است

سال 1381 انجمن دوستداران ادبیات کودک و نوجوان در اصفهان شروع به فعالیت کرد. هدف اصلی انجمن، ترویج کتاب و کتاب‌خوانی بین کودکان و بزرگ‌سالان بود. دفتر مرکزی انجمن در خیابان فرایبورگ قرار داشت؛ اما چون هیئت امنا و اعضای اصلی انجمن رسالت خود را در مناطق محروم اصفهان می‌دیدند، تصمیم گرفتند در چند نقطه از اصفهان شعبه‌ای دایر کنند و اعضایشان را برای تدریس و تسهیلگری به این مناطق بفرستند (خدمات کاملا به‌صورت رایگان). حصه و ملک‌شهر (بخش مربوط به مهاجران افغانستانی) دو شعبه این انجمن هستند. 

جایزه بهترین کتاب روباه شنی به انتخاب نوجوانان

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی موسسه شهر کتاب، دومین دوره جایزه «روباه شنی» با مشارکت نوجوانان سراسر ایران برگزار می‌شود؛ جایزه‌ای که در آن داوران اصلی، خودِ نوجوانان هستند. در این دوره، نوجوانان به کتاب‌های داستان و شعری که خوانده‌اند و دوست داشته‌اند رای می‌دهند و در پایان، دو اثر بهترین اثر تالیفی و بهترین اثر ترجمه برگزیده معرفی می‌شود.

«دی‌ان‌ای» نمایشنامه‌ای در مرز میان سکوت، ترس و همدستی

مهرانگیز قهرمانی گفت: به نظرم یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های «دی‌ان‌ای» این است که اینجا قهرمان اصلی یک نفر نیست؛ بلکه خودِ گروه است. تصمیم‌ها، ترس‌ها و حتی اشتباه‌ها میان همه شخصیت‌ها تقسیم شده‌اند. همین باعث می‌شود مخاطب مدام از خودش بپرسد که واقعاً چه کسی مسئول است. از نظر اجرایی هم این ویژگی خیلی جذاب است، چون کارگردان می‌تواند روی روابط بین شخصیت‌ها، حرکت‌های گروهی و فضای جمعی بیشتر کار کند و این موضوع اجرا را زنده‌تر و تأثیرگذارتر می‌کند.

روایتی پرهیجان از خیال، دوستی و زندگی در آپارتمان

«این آپارتمان روح ندارد» در کنار فضاسازی هیجان‌انگیز، به موضوع فرهنگ آپارتمان‌نشینی نیز توجه دارد. شخصیت‌های داستان در جریان ماجراجویی‌های خود، با همسایه‌ها ارتباط برقرار می‌کنند، سوءتفاهم‌ها را کنار می‌زنند و درمی‌یابند که گفت‌وگو و شناخت درست، بسیاری از ترس‌ها و قضاوت‌های نادرست را از بین می‌برد. به همین دلیل، کتاب تنها یک داستان معمایی یا فانتزی نیست، بلکه اثری است که مهارت‌های اجتماعی و اهمیت زندگی جمعی را نیز به شکلی غیرمستقیم آموزش می‌دهد.