برچسب آرش بوالحسنی

رتبه بندی فیلم های Predator (غارتگر) از بدترین تا بهترین

از زمانی که فیلم علمی-تخیلی جان مک‌تی‌یِرنان با نام Predator یا همان غارتگر در سال ۱۹۸۷ روی پرده‌ها آمد، تماشاگران بارها شاهد بوده‌اند که زنان و مردان، تنها با امیدی بسیار کم‌رنگ برای زنده ماندن، در برابر مرگبارترین گونه‌های کیهان صف کشیده‌اند. در میان تمام خون، رگ و پی و ویرانی، همیشه می‌دانستیم که شکار دیگری در راه است. اکنون Predator: Badlands به کارگردانی دن تراختنبرگ وعده می‌دهد که با شکاری روبه‌رو شویم که تا امروز نمونه‌اش را ندیده‌ایم. شاید «وقتی برای خون‌ریزی نداریم»، اما وقت آن را داریم که پس از هفت سال، بازگشت شکارچی را روی پرده بزرگ تماشا کنیم. به همین مناسبت و با انتشار Predator: Badlands، ما تصمیم گرفته‌ایم تا فیلم‌های Predator را از بدترین تا بهترین رتبه‌بندی کنیم. با ویجیاتو همراه باشید.

۱۰ خطای بزرگی که فیلم‌های مارول را به ورطه نابودی کشاند

تا زمانی که دنیای سینمایی مارول به Avengers: Infinity War رسید، دیگر اشتباهی در کار نبود. البته لغزش‌هایی در مسیر وجود داشت، اما همه‌چیز برای روایت حماسه‌ای تمام‌عیار مهیا شده بود؛ روایتی که همه گوشه‌ و کنارهای این جهان سینمایی را به هم گره می‌زد. Infinity War مأموریتش را به‌کمال انجام داد: «تانوس» را بدل به تهدیدآمیزترین دشمن تاریخ این مجموعه کرد و در نقطه‌ای به پایان رسید که نفس‌ها را در سینه حبس نگه داشت؛ یک کلیف‌هنگر باشکوه که زمینه را برای فیلم بعدی، Avengers: Endgame، فراهم کرد.

نقد فیلم The Accountant 2 | کسری معنا در ترازنامه

نه سال گذشته و «بن افلک» دوباره بازگشته؛ این‌بار نیز با همان مأموریت، همان چهره‌ی بی‌احساس، و همان اسلحه تهاجمی‌اش. هیچ‌کس دلتنگ این بازگشت نبود، اما اینک فیلم The Accountant 2 پیش روی ماست. فیلم نخست «گاوین اُکانر»، یک بهره‌کشی تمام‌عیار از اختلال اوتیسم، اثری بود عمیقا ابلهانه. اما موفقیت غیرمنتظره‌اش راه را برای دنباله‌ای گشود که افلک و «جان برنتال» را در اپیزودی از یک سیت‌کام جا می‌دهد؛ سیت‌کامی که در پوشش فانتزی مردانگی فیلم‌هایی چون Sound of Freedom پنهان شده. این ترکیب فاجعه‌بار، آن اندک شیمی میان بازیگران اصلی را در دل اکشنی پرهیاهو، جهان‌بینی‌هایی مشکوک، و روایتی هر دم کلیشه‌ای‌تر دفن می‌کند. با نقد فیلم The Accountant 2 همراه ویجیاتو باشید.

۱۰ طراحی فاجعه‌بار شخصیت‌های مارول که هرگز نباید اتفاق می‌افتادند

در گذر دهه‌ها، دنیای مارول بارها و بارها به جهان عینی ما قدم گذاشته، با لباس‌هایی از جنس پارچه و پلاستیک، و چهره‌هایی که قرار بود افسانه‌ها را به جان بیاورند. قهرمانان و تبهکارانی که پیش‌تر در دل صفحات رنگین کمیک‌ها می‌زیستند، به پرده‌ی نقره‌ای و صفحه‌ی تلویزیون آمدند؛ گاه باشکوه، گاه با چنان ابتذالی که گویی روح اثر را به مسلخ برده‌اند.

چگونه فیلم Mission Impossible فتیله ستاره‌شدن تام کروز در دنیای اکشن را روشن کرد؟

در سال ۱۹۹۲، «تام کروز» به‌همراه مدیر برنامه‌هایش در آن زمان، «پائولا واگنر»، شرکت Cruise/Wagner Productions را تأسیس کرد و قراردادی با استودیوی پارامونت بست تا کنترل بیشتری بر پروژه‌هایش داشته باشد. در آن دوران، کروز در پربارترین دوره کاری‌اش از نظر همکاری با کارگردانان صاحب‌نام بود: با «استنلی کوبریک» در Eyes Wide Shut، با «پل توماس اندرسن» در Magnolia، و با «کامرون کرو» در Jerry Maguire. چهار سال طول کشید تا اولین پروژه این شرکت شکل بگیرد؛ پروژه‌ای که کروز علاقه شخصی بسیاری به آن داشت؛ فیلم Mission Impossible، اقتباسی از سریال جاسوسی محبوبی با همین نام که بین سال‌های ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۳ پخش می‌شد و در سال ۱۹۸۸ هم برای مدتی کوتاه احیا شد. در آن سریال، مثل همیشه، بازیگر اصلی یعنی پیتر گریوز در نقش مأمور «جیم فلپس» با جمله آشنای «مأموریتت، اگر بپذیری، این است که...» ماجرا را آغاز می‌کرد. در هر قسمت، اعضای تیم IMF (نیروی ماموریت غیرممکن) باید نقشه‌ای پیچیده طراحی و اجرا می‌کردند تا مأموریتی به‌ظاهر غیرممکن، اغلب پشت پرده آهنین، را به سرانجام برسانند.

اثر سرگیجه؛ چگونه آلفرد هیچکاک سینما را برای همیشه تغییر داد؟

پنهان نیست که «آلفرد هیچکاک» فقید، نه‌تنها یکی از ستوده‌شده‌ترین فیلم‌سازان تاریخ سینماست، بلکه با لقب «استاد تعلیق» نیز جاودانه شده است. کارش را به‌عنوان طراح عنوان‌بندی و مدیر هنری در سینمای صامت آغاز کرد و نخستین بار در سال ۱۹۲۵ با فیلم The Pleasure Garden در مقام کارگردان ظاهر شد؛ فیلمی صامت که آغازی بود بر مسیری شگرف. خیلی زود امضای هیچکاکی در آثارش پدیدار شد: سایه‌های پررمزوراز، افشاهای بصری غیرمنتظره و زوایای دوربین عجیب و جسورانه. تم تکرارشونده «انسان بی‌گناه در چنگال اتهامی ناحق» چونان پژواکی غریب، در اغلب آثارش به گوش می‌رسد.

۱۰ فیلم مشابه جیمز باند که نیازهای سینمای جاسوسی شما را برطرف می‌کنند

جیمز باند یکی از نمادین‌ترین شخصیت‌های تاریخ سینماست و الگوی اولیه‌ای برای آنچه یک فرنچایز سینمایی موفق باید باشد، پایه‌گذاری کرد. گرچه پیش از اکران Dr. No در سال ۱۹۶۲ نیز مجموعه‌ فیلم‌هایی با چندین قسمت ساخته شده بودند، اما فیلم‌های باند این ایده را معرفی کردند که یک قهرمان جذاب سینمایی می‌تواند در ماجراجویی‌های متعدد ظاهر شود. در طی سال‌ها و قسمت‌های متعدد، این فرنچایز لحظاتی کلاسیک، ضدقهرمان‌هایی به‌یادماندنی و صحنه‌های هیجان‌انگیز بسیاری را به دوستداران سینما هدیه داده است. به مناسبت انتخاب «دنی ویلنو» به عنوان کارگردان فیلم بعدی جیمز باند، در ادامه به شما ۱۰ فیلم مشابه جیمز باند را معرفی می‌کنیم.

نقد فیلم Final Destination: Bloodlines؛ همان جوک همیشگی

«می‌دانم مرگ برای انسان‌ها هزار درِ گوناگون دارد تا صحنه را ترک کنند»، این را دوشسِ مالفی در شاهکار جان وبستر گفت. «فقط هزار تا؟»، سازندگان مجموعه بامزه Final Destination حدود چهارصد سال بعد پاسخ دادند. با نقد فیلم Final Destination: Bloodlines همراه ویجیاتو باشید.