چگونه فیلم Mission Impossible فتیله ستاره‌شدن تام کروز در دنیای اکشن را روشن کرد؟

در سال ۱۹۹۲، «تام کروز» به‌همراه مدیر برنامه‌هایش در آن زمان، «پائولا واگنر»، شرکت Cruise/Wagner Productions را تأسیس کرد و قراردادی با استودیوی پارامونت بست تا کنترل بیشتری بر پروژه‌هایش داشته باشد. در آن دوران، کروز در پربارترین دوره کاری‌اش از نظر همکاری با کارگردانان صاحب‌نام بود: با «استنلی کوبریک» در Eyes Wide Shut، با «پل توماس اندرسن» در Magnolia، و با «کامرون کرو» در Jerry Maguire. چهار سال طول کشید تا اولین پروژه این شرکت شکل بگیرد؛ پروژه‌ای که کروز علاقه شخصی بسیاری به آن داشت؛ فیلم Mission Impossible، اقتباسی از سریال جاسوسی محبوبی با همین نام که بین سال‌های ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۳ پخش می‌شد و در سال ۱۹۸۸ هم برای مدتی کوتاه احیا شد. در آن سریال، مثل همیشه، بازیگر اصلی یعنی پیتر گریوز در نقش مأمور «جیم فلپس» با جمله آشنای «مأموریتت، اگر بپذیری، این است که...» ماجرا را آغاز می‌کرد. در هر قسمت، اعضای تیم IMF (نیروی ماموریت غیرممکن) باید نقشه‌ای پیچیده طراحی و اجرا می‌کردند تا مأموریتی به‌ظاهر غیرممکن، اغلب پشت پرده آهنین، را به سرانجام برسانند.

به بهانه آخرین ماموریت غیرممکن ایتن هانت

در سال ۱۹۹۲، «تام کروز» به‌همراه مدیر برنامه‌هایش در آن زمان، «پائولا واگنر»، شرکت Cruise/Wagner Productions را تأسیس کرد و قراردادی با استودیوی پارامونت بست تا کنترل بیشتری بر پروژه‌هایش داشته باشد. در آن دوران، کروز در پربارترین دوره کاری‌اش از نظر همکاری با کارگردانان صاحب‌نام بود: با «استنلی کوبریک» در Eyes Wide Shut، با «پل توماس اندرسن» در Magnolia، و با «کامرون کرو» در Jerry Maguire. چهار سال طول کشید تا اولین پروژه این شرکت شکل بگیرد؛ پروژه‌ای که کروز علاقه شخصی بسیاری به آن داشت؛ فیلم Mission Impossible، اقتباسی از سریال جاسوسی محبوبی با همین نام که بین سال‌های ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۳ پخش می‌شد و در سال ۱۹۸۸ هم برای مدتی کوتاه احیا شد. در آن سریال، مثل همیشه، بازیگر اصلی یعنی پیتر گریوز در نقش مأمور «جیم فلپس» با جمله آشنای «مأموریتت، اگر بپذیری، این است که…» ماجرا را آغاز می‌کرد. در هر قسمت، اعضای تیم IMF (نیروی ماموریت غیرممکن) باید نقشه‌ای پیچیده طراحی و اجرا می‌کردند تا مأموریتی به‌ظاهر غیرممکن، اغلب پشت پرده آهنین، را به سرانجام برسانند.

درون‌مایه اصلی سریال، همواره تکنولوژی پیشرفته، چهره‌پردازی‌های استادانه (معمولاً با ماسک)، زمان‌بندی دقیق در حد ثانیه و فریب‌کاری‌های پنهانی بود. اما کروز تصمیم گرفت با تمام این کلیشه‌ها بازی کند و آن‌ها را به چالش بکشد. در یک سکانس پرتنش که در همان ابتدای فیلم تیم را نابود می‌کند و مأمور او را مطرود اعلام می‌کنند، او گروهی از طردشدگان را گرد هم می‌آورد تا خائن را شناسایی کرده و نام خود را پاک کند. بنابراین نسخه سینمایی، اثری کاملاً متفاوت بود و این با امضای خاص کارگردان منتخبش، «برایان دی پالما»، همخوانی داشت. فیلمنامه را «دیوید کپ» نوشت و «رابرت تاون» با ظرافت و وقار بیشتری آن را پرداخت. فیلم پر از تعلیق بود، البته، اما در عین حال آکنده از بازی‌های بصری و روایی، زاویه‌دیدهای ذهنی، ارجاع‌های سینمایی فراوان، خیانت، فریب، بازی‌های عاشقانه، تردستی (مثل آن صحنه‌ی «این دیسک؟»)، توطئه‌ها، و بازی با ذهن تماشاگر.

منبع  : ویجیاتو

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *