برچسب آخرالزمان

حماسه آفرینی رسانه‌ها: وقتی دل‌ها در طوفان فتنه به هم گره می‌خورند

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، عصر حاضر با ویژگی‌هایی چون شتاب فزاینده تحولات، بحران‌های هویتی، جنگ‌های نیابتی، و ظهور فناوری‌های فراگیر، از ناظران دینی و غیردینی به عنوان «عصر آخرالزمان» یاد می‌شود. رسانه‌ها در این میان نقشی دوگانه دارند: از یک سو با روایت‌های هراس‌محور، یأس و انفعال را ترویج می‌کنند و از سوی دیگر می‌توانند بستری برای «گره خوردن دلها به همدیگر» فراهم آورند.

«ایران هسته‌ای» یا سناریوی آرماگدون؛ پشت پردۀ سیاست ترامپ

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در دهه‌های اخیر، بخشی از گفتمان سیاسی در ایالات متحده با روایت‌هایی مذهبی از «آخرالزمان» گره خورده است. در این چارچوب، برخی جریان‌های انجیلیِ صهیونیست، تحولات خاورمیانه را نه صرفاً رخدادهایی سیاسی، بلکه مراحلی از تحقق پیشگویی‌های کتاب مقدس می‌دانند. در چنین قرائتی، تنش‌ها و جنگ‌های منطقه‌ای می‌توانند به‌عنوان مقدمه‌ای برای نبرد نهایی آرماگدون تعبیر شوند؛ برداشتی که گاه در سخنان برخی مبلغان مذهبی و حتی در فضای سیاست‌گذاری آمریکا بازتاب پیدا کرده است.

«مسیح‌انگاریِ ترامپ» و ارتباطش با تفکر آخرالزمانیِ مسیحیت صهیونیسم

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در بسیاری از جریان‌های دینی که روایت پررنگی از آخرالزمان، نبرد خیر و شر و ظهور نجات‌دهنده دارند، برخی افراد و جریانات ممکن است دچار احساس رسالت شدید شوند. در این حالت، نشانه‌های معمولی برای آنان معنای ویژه پیدا می‌کند و به‌عنوان علامت «انتخاب‌شدگی» یا «هدایت مستقیم الهی» تفسیر می‌شود. این وضعیت می‌تواند از همانندسازی شدید با شخصیت‌های مقدس تا شکل‌گیری توهمات مذهبی گسترده شود و نوعی عظمت‌پنداری معنوی ایجاد کند.

بازگشت علمدار کربلا در عصر ظهور

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مهدویت و رسیدن به حکومت حقّه‌ی الهی در آخرالزمان و آرزوی رجعت در رکاب منجی بشریت، همواره از بلندترین آرمان‌های برگزیدگان خدا بوده است؛ آرمانی که از آغاز تاریخ هدایت، در دل انبیاء، اوصیاء و صالحان جریان داشته و آنان با امید تحقق آن زیسته و با همین امید، دنیا را ترک گفته‌اند. این اشتیاق، نه یک احساس فردی، بلکه یک سنت الهی در مسیر تاریخ ایمان است.

چرا تطبیق سفیانی در هر دوره تاریخی اشتباه است؟

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، تطبیق‌گرایی آخرالزمانی یکی از چالش‌های جدی در جوامع دینی است که می‌تواند به اعتماد عمومی و معرفت دینی آسیب بزند. این پدیده زمانی رخ می‌دهد که افراد یا گروه‌ها، بدون استناد به شواهد قطعی و تنها بر اساس شباهت‌های سطحی یا تحلیل‌های شخصی، افراد یا رویدادهای معاصر را به نشانه‌های آخرالزمانی مرتبط می‌کنند. این کار نه تنها باعث ایجاد ترس و ناامنی روانی در جامعه می‌شود، بلکه در صورت تحقق نیافتن پیش‌بینی‌ها، به تدریج بی‌اعتمادی نسبت به منابع دینی و حتی تردید در حقانیت آموزه‌های مهدویت را دامن می‌زند.

چرا نباید به آینده‌نگریِ پیشگوها و منجمان توجه کرد؟

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در روزهای پرالتهاب اجتماعی، بازار پیش‌بینی آینده داغ می‌شود. هرچه اضطراب جمعی بیشتر باشد، میل به دانستن «آنچه خواهد شد» نیز افزایش می‌یابد. در چنین فضایی گروهی با تکیه بر «نجوم» و محاسبات ستارگان سخن از ساعات سعد و نحس می‌گویند، برخی با عنوان «کهانت» مدعی ارتباط با موجودات نامرئی و دریافت خبر از آینده می‌شوند، و عده‌ای نیز با نام‌هایی چون علوم غریبه، رمالی و سحر به پیشگویی رو می‌آورند. نقطه مشترک همه این‌ها وعده‌ای است که به انسان نگران می‌دهند: اینکه می‌توان آینده را پیشاپیش دید یا مسیر آن را با دانشی پنهان کنترل کرد.

پیشگویی‌های بی‌پایه و بازی با روان جمعی

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ظهور منجی وابسته به «تحقق نشانه‌ها»ست، نه پیشگویی. یعنی در نگاه دینی، قرار نیست کسی زمان دقیق آینده را  حدس بزند یا آن را مثل یک معما حل کند. آینده در اختیار خداوند است و انسان فقط می‌تواند بر اساس نشانه‌هایی که گفته شده، مسیر کلی را بفهمد، نه جزئیات دقیق را.