
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ظهور منجی وابسته به «تحقق نشانهها»ست، نه پیشگویی. یعنی در نگاه دینی، قرار نیست کسی زمان دقیق آینده را حدس بزند یا آن را مثل یک معما حل کند. آینده در اختیار خداوند است و انسان فقط میتواند بر اساس نشانههایی که گفته شده، مسیر کلی را بفهمد، نه جزئیات دقیق را.
بنابر روایت تسنیم، پیشگویی در بعضی فضاهای دینی یا غیر دینی به شکلهای مختلف دیده شده است. گاهی هم در نگاههای اشراقی یا معنوی، بعضیها تلاش کردهاند از طریق خواب، ستارهها یا حدسهای شخصی از آینده خبر بدهند. اما این نوع نگاه اگر از چارچوب درست خارج شود، بیشتر به برداشتهای شخصی و غیرقابل اعتماد تبدیل میشود.
در معارف اهلبیت علیهمالسلام، آنچه درباره آینده گفته شده بیشتر «نشانهها»ست، نه خبرهای قطعی از زمان و جزئیات. نشانهها کمک میکنند انسان بفهمد چه مسیرهایی در حال شکل گرفتن است، نه اینکه دقیق بداند چه روزی چه اتفاقی میافتد.
در تاریخ هم دیده شده که بعضی افراد با استفاده از روشهایی مثل کهانت یا حتکه میتواند فهم دینی و نگاه مردم به آینده را دچار آسیب کند. وقتی جامعه به جای عمل و مسئولیتپذیری، درگیر پیشبینیهای قطعی و زمانبندیهای خیالی میشود، بهتدریج از واقعیت زندگی فاصله میگیرد و نگاهش منفعل میشود.
در چنین فضایی، انسانها به جای اینکه برای ساختن آینده تلاش کنند، منتظر اتفاقات از پیش تعیینشده میمانند. این انتظار منفعلانه، قدرت تصمیمگیری و حرکت اجتماعی را کاهش میدهد و نوعی بیعملی را در جامعه گسترش میدهد.
از طرف دیگر، پیشگوییهای بیپایه میتواند احساسات مردم را به شدت تحت تأثیر قرار دهد؛ گاهی امیدهای کاذب ایجاد میکند و گاهی ترس و اضطراب بیدلیل. این نوسان روانی، آرامش فردی و اجتماعی را از بین میبرد. پس خطر اصلی پیشگوییهای بیضابطه این است که «اراده انسانی» را ضعیف و «مسئولیت اجتماعی» را کمرنگ میکند و این دقیقاً نقطهای است که جامعه از مسیر رشد و آگاهی فاصله میگیرد.
