
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مهدویت و رسیدن به حکومت حقّهی الهی در آخرالزمان و آرزوی رجعت در رکاب منجی بشریت، همواره از بلندترین آرمانهای برگزیدگان خدا بوده است؛ آرمانی که از آغاز تاریخ هدایت، در دل انبیاء، اوصیاء و صالحان جریان داشته و آنان با امید تحقق آن زیسته و با همین امید، دنیا را ترک گفتهاند. این اشتیاق، نه یک احساس فردی، بلکه یک سنت الهی در مسیر تاریخ ایمان است.
بنابر روایت تسنیم، تمام کتب آسمانی، بهگونهای روشن یا ضمنی، از تحقق حکومتی الهی در واپسین روزگار خبر دادهاند؛ حکومتی که در آن، عدالت جایگزین ظلم، و توحید جایگزین طغیان میشود. رهبری این عصر موعود، بر عهدهی شخصیتی صالح از سلالهی انبیاء است که مأمور به اقامهی قسط و احیای دین الهی در گسترهی زمین خواهد بود.
با ظهور آخرین پیامبر وحی، حضرت محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآله، این آرمان جلوهای عینیتر و شفافتر به خود گرفت. پیامبر اکرم بارها در طول رسالتشان به ویژه در روز غدیر بشارت دادند که منجی موعود از نسل ایشان است؛ از نسل «احمد» و از ذریهی نور چشمش، حضرت فاطمه زهرا سlign:justify”>در این میان، رجعت حضرت عباس علیهالسلام جایگاهی ممتاز دارد؛ چرا که او نماد وفاداری مطلق به امام، بصیرت در لحظهی فتنه و ایثار بیچشمداشت در راه حق است. بازگشت عباس بن علی علیهالسلام در عصر ظهور، بازگشت پرچمدار ولایت است؛ کسی که در کربلا علم را بر زمین نگذاشت و در رجعت، همان پرچم را در رکاب منجی موعود برافراشته خواهد داشت. از این منظر، رجعت حضرت عباس نه صرفاً بازگشت یک شهید، بلکه تجدید حیات یک الگوی جاودانه برای همهی منتظران است؛ الگویی که به آنان میآموزد انتظار حقیقی، با وفاداری، بصیرت و آمادگی برای فداکاری معنا پیدا میکند.
از این منظر، مهدویت، رجعت و عاشورا، سه حلقهی بههمپیوسته از یک حقیقت واحدند: حرکت تاریخ بهسوی تحقق کامل وعدهی الهی. شهادت، انتظار و بازگشت، هر سه در خدمت اقامهی حکومت حق قرار دارند. مؤمنِ منتظر، با فهم این پیوند عمیق، نهتنها به آینده امیدوار است، بلکه مسئولیت امروز خود را نیز در مسیر حق و عدالت، روشنتر میبیند.
