
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در بسیاری از جریانهای دینی که روایت پررنگی از آخرالزمان، نبرد خیر و شر و ظهور نجاتدهنده دارند، برخی افراد و جریانات ممکن است دچار احساس رسالت شدید شوند. در این حالت، نشانههای معمولی برای آنان معنای ویژه پیدا میکند و بهعنوان علامت «انتخابشدگی» یا «هدایت مستقیم الهی» تفسیر میشود. این وضعیت میتواند از همانندسازی شدید با شخصیتهای مقدس تا شکلگیری توهمات مذهبی گسترده شود و نوعی عظمتپنداری معنوی ایجاد کند.
بنابر روایت تسنیم، جریانهای آخرالزمانمحور ـ صرفنظر از دین، زمان یا جغرافیا ـ معمولاً ساختاری دارند که در آن جایگاهی بسیار برجسته برای «منجی» تعریف شده است. در این منظومه فکری، باور به نزدیکی ظهور، تفسیر نشانههای گوناگون بهعنوان مقدمات آن و نقشآفرینی یک ملت برای برخی پیروان یا رهبران بهصورت رایج دیده میشود. این چارچوب اعتقادی زمینهای فراهم میکند که در آن برخی افراد نشانههای بیرونی یا تجربههای شخصی را با معنایی فراتر از واقعیت تفسیر کنند.
جریان مسیحیت صهیونیستی به عنوان نمونه، جنگ با ایران را نه یک بحران سیاسی، بلکه «ضرورتی مقدس» برای تسریع ظهور میداند. برخی مبلغان مطرح این جریان مانند جان هیگی حمله پیشدستانه به ایران را خواست الهی معرفی میکنند. به باور آنان، هرگونه صلح یا توافق با ایران، خلاف مسیر پیشگوییهای کتاب مقدس است و باید با اقدام نظامی جایگزین شود.
حال به تحلیل اول باز میگردیم. وقتی یکی از سران جریان صهیونیسم مسیحی از جمله ترامپ خود را در جایگاه مسیح در نظر میگیرند، ناشی از همان رسالت متوهمانهای است که تصور میکند اوست که جهان را باید تغییر دهد و بلکه او همان منجی موعود است.
