بیا با هم گریه کنیم، مَرد!

گلویش، ترک برداشته است. فریادهایش خشکیده‌اند.‌ انگار افتاده به دام بیابانی بی‌آب و علف. واژه‌هایش سرگردانند و حیران.‌ اشک‌هایش رمقی ندارند برای جاری شدن. غم ری کرده توی بند بند تنش.

گلویش، ترک برداشته است. فریادهایش خشکیده‌اند.‌ انگار افتاده به دام بیابانی بی‌آب و علف. واژه‌هایش سرگردانند و حیران.‌ اشک‌هایش رمقی ندارند برای جاری شدن. غم ری کرده توی بند بند تنش.

بیا با هم گریه کنیم، مَرد!

به گزارش اصفهان زیبا؛ گلویش، ترک برداشته است. فریادهایش خشکیده‌اند.‌ انگار افتاده به دام بیابانی بی‌آب و علف. واژه‌هایش سرگردانند و حیران.‌ اشک‌هایش رمقی ندارند برای جاری شدن. غم ری کرده توی بند بند تنش. چرا همه کلمه‌های دنیا ساکت شده‌اند؟! چرا نفس‌ها آه شده و چرا آه‌ها بی‌صدا توی سینه حبس می‌شوند؟!

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *