گلویش، ترک برداشته است. فریادهایش خشکیدهاند. انگار افتاده به دام بیابانی بیآب و علف. واژههایش سرگردانند و حیران. اشکهایش رمقی ندارند برای جاری شدن. غم ری کرده توی بند بند تنش.
به گزارش اصفهان زیبا؛ گلویش، ترک برداشته است. فریادهایش خشکیدهاند. انگار افتاده به دام بیابانی بیآب و علف. واژههایش سرگردانند و حیران. اشکهایش رمقی ندارند برای جاری شدن. غم ری کرده توی بند بند تنش. چرا همه کلمههای دنیا ساکت شدهاند؟! چرا نفسها آه شده و چرا آهها بیصدا توی سینه حبس میشوند؟!
