حکایت عاشقی 1393

داستان درباره يک عکاس جنگ است که بعنوان اولين نفر بعد از بمباران شيميايي حلبچه به اين منطقه وارد مي‌شود و از آنجا عکاسي مي‌کند. اين عکاس طي اين سفر با زني آشنا مي‌شود که او هم پسري را که قرار بود با او ازدواج کند را از دست داده و حالا در يک شوک قرار دارد ، علي به او ابراز تمايل مي کند و به نوعي او را براي ادامه زندگي اميدوار مي‌کند و ازدواج آنها سر مي‌گيرد. حالا علي و چيمن به تهران مي‌آيند و زندگي خوبي دارند. در همين حال چيمن متوجه مي شود که معشوقه سابقش در بمباران زنده مانده و برگشته است. چيمن دوباره سرگشته مي‌شود و براي رهايي از عذاب وجدان تصميم به جدايي از علي مي گيرد، اما با معشوقه سابقش نيز ازدواج نمي‌کند و تنهايي را بر مي‌گزيند تا اينکه 15 سال بعد علي دوباره سراغ او مي آيد.

داستان درباره يک عکاس جنگ است که بعنوان اولين نفر بعد از بمباران شيميايي حلبچه به اين منطقه وارد مي‌شود و از آنجا عکاسي مي‌کند. اين عکاس طي اين سفر با زني آشنا مي‌شود که او هم پسري را که قرار بود با او ازدواج کند را از دست داده و حالا در يک شوک قرار دارد ، علي به او ابراز تمايل مي کند و به نوعي او را براي ادامه زندگي اميدوار مي‌کند و ازدواج آنها سر مي‌گيرد. حالا علي و چيمن به تهران مي‌آيند و زندگي خوبي دارند. در همين حال چيمن متوجه مي شود که معشوقه سابقش در بمباران زنده مانده و برگشته است. چيمن دوباره سرگشته مي‌شود و براي رهايي از عذاب وجدان تصميم به جدايي از علي مي گيرد، اما با معشوقه سابقش نيز ازدواج نمي‌کند و تنهايي را بر مي‌گزيند تا اينکه 15 سال بعد علي دوباره سراغ او مي آيد.

منبع  : دایره المعارف فیلم های ایرانی ( سون آرت پدیا )

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *