برچسب بهمن زرین پور

سردار جنگل 1362

ارتش سرخ برای دستگیری ژنرال دنیکین و تار و مار کردن بقایای گارد سفید، وارد بندر انزلی می‌شود. نمایندگان جنبش جنگل، از ژنرال راسکولنیکف و ارژنیکیدزه استقبال و میرزا کوچک خان با آنان در کشتی کورسک ملاقات می‌کند و پیمانی ۹ ماده‌ای منعقد می‌کنند. به دنبال آن جمهوری گیلان برقرار می‌شود. مدتی بعد با وقوع «کودتای سرخ» میرزا و یارانش به جنگل می‌زنند. میرزا دو تن از یاران خود به نام‌های میرصالح مظفرزاده و گائوک را برای توضیح اهداف نهضت جنگل، به اتحاد شوروی می‌فرستد. حیدرخان عمواوغلی، از اعضای حزب کمونیست ایران، برای نظارت و کمک به منطقه اعزام و کمیته جدیدی تشکیل می‌شود که احسان الله خان، از یاران نزدیک میرزا، در آن نقشی ندارد. خالو قربان، که تا آن لحظه با نهضت همکاری داشته، با میرزا از درِ مخالفت درمی‌آید و جنگ برادر کشی آغاز می‌شود. لشکر قزاق به فرماندهی رضاخان به هر دو گروهِ متخاصم حمله می‌آورد و در وضعی متشنج رضاخان وارد گیلان می‌شود. انقلاب شکست می‌خورد. میرزا و تنی چند از یارانش برای یاری گرفتن از سران ایلِ شاهسون، به سوی خلخال حرکت می‌کنند. راهنمای او کشته می‌شود و میرزا در برف و کولاک یخ می‌زند. جسد او را می‌یابند و سر از پیکرش جدا می‌کنند.

آبی آسمانی 1390

این فيلم قصه چند جانباز را روايت مي‌كند كه بنا به دلايلي مي‌خواهند يك كاپي را كه هر سال بين دو نفر رد و بدل مي‌شد امسال به دست يك دوست ديگر برسانند و فردي كه قرار است كاپ به دستش برسد نابيناست. قرار بر اين مي‌شود تا اين دو دوست جانباز با ركاب زدن بر روي دوچرخه، كاپ را براي دوستشان ببرند؛ در اين ميان مشكلاتي برايشان پيش مي‌آيد.

با هم در خانه 1389

این فیلم درباره دو باجناق است که با فرزندان و نوهایشان در یک خانه زندگی می کنند و اختلافات آنان مانع از ازدواج نوه هایشان با یکدیگر می شود و ...

گالش های مادربزرگ 1367

اسباب و اثاثیۀ منزلی را دزد می‌برد. اهل خانه، سعی می‌کنند با کمک دوستان و آشنایان، دوباره اسباب منزل را از راه‌های گوناگون تهیه کنند؛ اما در این راه با مشکلات مختلفی مواجه شده و ماجراهای جالبی رخ می‌دهد.

سایه همسایه 1364

زندگی روزمره ساکنان یک محلهٔ قدیمی، دستمایه این مجموعه تلویزیونی بود. اتفاقات مختلفی در محله رخ می‌دهد و هربار میرزا نصرالله (با بازی عنایت‌الله بخشی) که ریش‌سفید محله است، گره از مشکلات همسایه‌ها می‌گشاید و در رفع گرفتاری‌های آنان می‌کوشد.

رعنا 1367

رعنا، دختر مردی به نام سنایی، از صابون‌پزهای قدیمی تهران است. پس از چندی دانایی که دبیر آموزش و پرورش است به خواستگاری رعنا آمده و با وجود مخالفت‌های منصور (برادر رعنا) با او ازدواج می‌کند. اما پس از گذشت مدتی دانایی به خاطر شرکت در فعالیت‌های سیاسی دستگیر و روانه زندان و کشته می‌شود. پس از سال‌ها پسر رعنا که به شدت در حال مبارزه با رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۷ است، در یک درگیری خیابانی مفقود می‌شود. رعنا و دخترش به دنبال یافتن او هستند که ماجراهایی از گذشته دوباره زنده می‌گردد.

آوای فاخته 1373

یکی از افسران ارتش در سال ۱۳۲۲ همزمان با دستگیری توده‌ای‌ها به شوروی سابق فرار کرده و بعد از انقلاب به ایران بر می‌گردد و دنبال همسر و فرزند خود می‌گردد و در این بین با خواهر خود اختلاف پیدا می‌کند سر ارثیه و ...