یک تریلی میلگرد از ذوب‌آهن خریدیم، حجله ساختیم!

بیست‌وپنج روز از آبان ۶۱ می‌گذشت. اصفهان ‌زیبا، پاییز دلربایش را محکم در بغل گرفته بود؛ سردی هوا هم قشنگی پاییز را نوازش می‌کرد. شهر میهمان داشت. همه میهمان داشتیم. پسرهایمان می‌آمدند؛ برادرهایمان و پدرهایمان.

یک روایت و هزار حرف از 25 آبان 61:

بیست‌وپنج روز از آبان ۶۱ می‌گذشت. اصفهان ‌زیبا، پاییز دلربایش را محکم در بغل گرفته بود؛ سردی هوا هم قشنگی پاییز را نوازش می‌کرد. شهر میهمان داشت. همه میهمان داشتیم. پسرهایمان می‌آمدند؛ برادرهایمان و پدرهایمان.

یک تریلی میلگرد از ذوب‌آهن خریدیم، حجله ساختیم!

به گزارش اصفهان زیبا؛ شده با دیدن عکس‌های رنگ‌ورورفته مکث کنید؟ شده پای عکس‌هایی که آدم‌هایش شبیه آدم‌های امروز نیستند، بغض کنید؟ شده یک عکس را از بین چند عکس قدیمی انتخاب کنید و محو آدم‌های عکسی شوید که هیچ‌کدامشان را نمی‌شناسید؟

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *