برچسب شهدای اصفهان

روزی که عراق زاغه مهمات لشکر امام‌حسین(ع) را بمباران کرد

علیرضا آن روز و موقع بمباران زاغه مهمات، دویده بود سمت ساختمانی که دم درب ورودی شهرک قرار داشت تا با تلفنی که کنار پنجره ساختمان بود، بی‌سیم بزند و به فرماندهی اطلاع بدهد که دارند زاغه‌ها را می‌زنند.

اسرار مگوی مصطفی!

دوسه ساعت مانده به شهادتش، اصرارم به مصطفی، نرفتن بود؛ چون گفته بود می‌روم و شهید می‌شوم و جنازه‌ام هم نمی‌آید. برای او شهادتش مکشوف شده بود؛ اما من استدلالم این بود که بودن مصطفی برای جنگ، کارسازتر از رفتنش و شهادتش است.

مصطفای ما اصفهانی‌ها!

قربان مناجات‌های نابت با خدا در ساعت دلتنگی، فدای عاشقانه‌هایت با حضرت حق رأس ساعت بی‌قراری‌های دل نازنینت. چقدر رفتنت طولانی شد! چقدر بی‌خبریم از تو! چقدر بی‌خبری سخت است! چقدر نیامدی مَرد…!

خانه «ردانی‌پور»ها!

برای پیداکردن آدرس خانه سردار شهید حاج آقا «مصطفی ردانی‌پور کافی است کارت عروسی او را دیده باشی. نشانی خانه بر روی آن این‌طور نگاشته شده است: «خیابان بزرگمهر، روبه‌روی قرارگاه، کوی ….» و اینجا خیابان بزرگمهر است.

حماسه لشکر «فاطمیون»!

سال‌هاست که در صف شهدای مدافع حرم سوریه، نام «تیپ فاطمیون» شنیده می‌شود؛ گروهی خودجوش که با رسیدن خبر تجاوز تکفیری‌ها به حرم سیده عقیله حضرت زینب(س) به سمت سوریه رهسپار شدند.

فرمانده چریکی اصفهان در قلب عراق!

سردار شهید حاج‌اکبر آقابابایی بهمن 1357 فعالیت خود را در کمیته دفاع شهری اصفهان آغاز کرد و چندی بعد به‌عنوان مربی تاکتیک و سلاح در سپاه پاسداران اصفهان مشغول به کار شد؛ سپس با آغاز غائله کردستان، مسئولیت عملیات سپاه سنندج را برعهده گرفت.

هیچ‌کس به یاد ما نیست!

«محمدعلی جنگعلی» متولد 1341 از هنرمندان خطاطی بود که بسیاری از رزمنده‌ها با هنر او خاطره‌های بسیار دارند؛ جمله‌هایی که با خط زیبای او ذهنشان را صیقل می‌داد و به قلبشان اطمینان می‌بخشید که قدم‌هایشان در مسیر درست حرکت می‌کند.