
چرا بعضی لحظات در بازیها، همچنان بعد از اتمام هم در ذهنمان میمانند؟ چرا آنقدر در ذهن ما پیله میکنند که روز و شب ما را از خود میگیرند؟ چگونه این امر در آثاری چون Red Dead به مسئلهای تراژیک و واقعی بدیل میشود و ما را به هزارتوی احساسی خود میکشد؟ آیا این را میتوان در امری تفکربرانگیز خلاصه کرد و برایش تعریفی ساده بیان کرد؟ شاید آری. شاید هم نه.
مفهوم Catharsis به معنای دگرگونی عاطفی، اخلاقی، عقیدتی و در نهایت، حس یک پایان و نتیجه بر یک امر گفته میشود. اما آنقدرها هم ساده نیست و به سادگی تعریف نمیشود، چرا که علما بر تعریف و تفسیر آن شک دارند.
