کاتارسیس در بازیهای ویدیویی؛ آیا بازی کردن میتواند ما را از احساساتمان رها کند؟
چرا بعضی لحظات در بازیها، همچنان بعد از اتمام هم در ذهنمان میمانند؟ چرا آنقدر در ذهن ما پیله میکنند که روز و شب ما را از خود میگیرند؟ چگونه این امر در آثاری چون Red Dead به مسئلهای تراژیک و واقعی بدیل میشود و ما را به هزارتوی احساسی خود میکشد؟ آیا این را میتوان در امری تفکربرانگیز خلاصه کرد و برایش تعریفی ساده بیان کرد؟ شاید آری. شاید هم نه.
