چهل روزِ نبودنت!

و رسیدیم به چهل روزگی نداشتنت، ندیدنت، نبودنت و … کلمه‌ها را جا به جا می‌کنم، کلمه‌ها در هم می‌پیچند. لا به لای عکس‌ها می‌گردم. حرف‌های فاطمه‌ات را مرور می‌کنم. انگار که قند توی کلمه‌هایش آب می‌شود وقتی با همه حیایی که توی حرف‌هایش جوانه می‌زند، می‌گوید که چقدر خوب بلد بودی قربان صدقه یکی یک دانه دخترت بروی.

و رسیدیم به چهل روزگی نداشتنت، ندیدنت، نبودنت و … کلمه‌ها را جا به جا می‌کنم، کلمه‌ها در هم می‌پیچند. لا به لای عکس‌ها می‌گردم. حرف‌های فاطمه‌ات را مرور می‌کنم. انگار که قند توی کلمه‌هایش آب می‌شود وقتی با همه حیایی که توی حرف‌هایش جوانه می‌زند، می‌گوید که چقدر خوب بلد بودی قربان صدقه یکی یک دانه دخترت بروی.

چهل روزِ نبودنت!

به گزارش اصفهان زیبا؛ و رسیدیم به چهل روزگی نداشتنت، ندیدنت، نبودنت و … کلمه‌ها را جا به جا می‌کنم، کلمه‌ها در هم می‌پیچند. لا به لای عکس‌ها می‌گردم. حرف‌های فاطمه‌ات را مرور می‌کنم. انگار که قند توی کلمه‌هایش آب می‌شود وقتی با همه حیایی که توی حرف‌هایش جوانه می‌زند، می‌گوید که چقدر خوب بلد بودی قربان صدقه یکی یک دانه دخترت بروی.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *