چطور از چاله‌های اضطرابی در آییم؟

اول از همه شبیه دانه است. بعد این دانه بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و ممکن است درونمان ریشه بدواند. اگر حواسمان به آن نباشد، اگر به موقع خبردار نشویم و جلویش را نگیریم، ممکن است این ریشه اضافی درونمان به ریشه وجودی خودمان آسیب بزند. اسم این دانه کوچکی که گاهی شبیه یک درخت بزرگ در ما رشد می‌کند و حتی بچه می‌زاید، اضطراب است. خیلی اوقات نوجوان‌ها متوجه وجود این موجود نمی‌شوند. گاهی هم متوجهش می‌شوند؛ اما نمی‌دانند باید برایش چه کار کرد. گاهی هم نوجوان متوجه اضطرابش می‌شود، اما رفتارهایی نشان می‌دهد که آن رفتار نه‌تنها اضطراب را کم نمی‌کند بلکه منجر به تشدید آن می‌شود.

اول از همه شبیه دانه است. بعد این دانه بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و ممکن است درونمان ریشه بدواند. اگر حواسمان به آن نباشد، اگر به موقع خبردار نشویم و جلویش را نگیریم، ممکن است این ریشه اضافی درونمان به ریشه وجودی خودمان آسیب بزند. اسم این دانه کوچکی که گاهی شبیه یک درخت بزرگ در ما رشد می‌کند و حتی بچه می‌زاید، اضطراب است. خیلی اوقات نوجوان‌ها متوجه وجود این موجود نمی‌شوند. گاهی هم متوجهش می‌شوند؛ اما نمی‌دانند باید برایش چه کار کرد. گاهی هم نوجوان متوجه اضطرابش می‌شود، اما رفتارهایی نشان می‌دهد که آن رفتار نه‌تنها اضطراب را کم نمی‌کند بلکه منجر به تشدید آن می‌شود.

«فرض کنید در حال راه‌رفتن در مسیری هستید که ناگهان درون چاله‌ای می‌افتید. اول خیلی ناراحت و نگران می‌شوید و دائم به خودتان می‌گویید: “چرا این چاله را ندیدم و درونش افتادم؟!” کمی که می‌گذرد و حالتان بهتر می‌شود، متوجه می‌شوید که برای بیرون‌آمدن از این وضعیت باید کاری کنید. درون کیفتان را می‌بینید و یک بیلچه پیدا می‌کنید. بیلچه را کمکی برای درآمدن از آن چاله می‌بینید و شروع می‌کنید به کندن آن. کمی که بگذرد با کمال تعجب می‌بینید هرچقدر تلاش می‌کنید، نتیجه معکوس می‌بینید. به‌جای اینکه پله بزنید تا از آن چاله بالا بیایید، چاله را عمیق‌تر می‌کنید و بیشتر درون آن فرو می‌روید.» این مثالی است که دکتر سارا گودرزی درباره عکس‌العمل‌های نادرست نوجوانان درباره اضطراب‌هایشان می‌گوید.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *