معمای اقتباس از «طوبا و معنای شب»

سینماسینما، محمد نجاری
نسبتِ شهرنوش پارسیپور (۲۸بهمن۱۳۲۴- ۱۲تیر۱۴۰۵) با سینما، نسبت یک فیلمنامهنویس یا فیلمساز نیست، بلکه نسبتِ یک خالق ادبی با رسانهای دیگر است و سینما در برابر غنای تصویری متنِ او همواره دچار نوعی تأخیر تاریخی بوده است. جهانِ داستانی او پیش از آنکه خوانده شود، «معاملهی ازدسترفته» خواهد بود، نه یک «بازآفرینیِ پیروزمندانه».
با این وصف، برای آنکه بحث به سرانجامی نظری برسد و از تکرارِ این حسرتهایِ کلیشهای یا رویاهای دور و دراز خارج شویم، پرسشِ بنیادینِ این یادداشت از نظریهپردازان و فیلمسازان چُنین است:
آیا اساساً فیلمسازی میتواند با «طوبا و معنای شب» چُنان مواجههای داشته باشد که از «تقلیلِ زمانِ اسطورهای به زمانِ خطی» و از «تبدیلِ سکوتِ فلسفی به سکوتِ زیباشناختیِ صرف» بگریزد، یا اینکه این رمان، بهمثابه یک کلانمتنِ زبانی، برای همیشه در آن سویِ مرزهایِ سینما باقی خواهد ماند و هر فیلمِ احتمالی، صرفاً یک سوگواریِ تصویری بر جنازهی معانیِ ازدسترفتهاش خواهد بود؟
