قصه های لب رود 1390

سالها پیش از انقلاب، شادان، یکی از اهالی روستایی در کرمانشاه تعدادی بوقلمون جهت پرورش وارد روستا می‌کند. کدخدا و عواملش با این کار مخالفند و طبق داستانی قدیمی بوقلمون را پرنده‌ای نحس می‌دانند. حوادثی توسط عوامل کدخدا در دهکده اتفاق می‌افتد که همه آن را به حساب نحوست بوقلمون‌ها می‌آورند. اما نهایتاً دست مردان خان رو می‌شود و مرکز پرورش بوقلمون راه می‌افتد

سالها پیش از انقلاب، شادان، یکی از اهالی روستایی در کرمانشاه تعدادی بوقلمون جهت پرورش وارد روستا می‌کند. کدخدا و عواملش با این کار مخالفند و طبق داستانی قدیمی بوقلمون را پرنده‌ای نحس می‌دانند. حوادثی توسط عوامل کدخدا در دهکده اتفاق می‌افتد که همه آن را به حساب نحوست بوقلمون‌ها می‌آورند. اما نهایتاً دست مردان خان رو می‌شود و مرکز پرورش بوقلمون راه می‌افتد

منبع  : دایره المعارف فیلم های ایرانی ( سون آرت پدیا )

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *