برچسب بابک فرخ پی

شب برفی 1395

«نیلوفر» در مسیر تكمیل تحقیق درسی خود درباره‌ی وقایع انقلاب با زنی به نام «هنگامه صبوری» مصاحبه می‌كند كه خاطراتی ویژه از آن دوران دارد! از طرفی «مسعود» كه در آن‌زمان خواستگار «هنگامه» بود وارده ماجرا شده و «نیلوفر» با او نیز كه اكنون از بیماری رنج می‌برد و در بیمارستان بستری است گفت‌وگو می‌كند. «نیلوفر» با نقل خاطرات موازی این دو درمی‌یابد كه «هنگامه» زاده‌ی خانواده‌ای مذهبی و انقلابی و «مسعود» فرزند یكی از فرماندهان نظامی شهر بوده است. «مسعود» در مواجهه‌ی عاطفی و اتفاقی دلبسته‌ «هنگامه» شده و این دلبستگی به همكاری او با انقلابیون می‌انجامد....

قصه های لب رود 1390

سالها پیش از انقلاب، شادان، یکی از اهالی روستایی در کرمانشاه تعدادی بوقلمون جهت پرورش وارد روستا می‌کند. کدخدا و عواملش با این کار مخالفند و طبق داستانی قدیمی بوقلمون را پرنده‌ای نحس می‌دانند. حوادثی توسط عوامل کدخدا در دهکده اتفاق می‌افتد که همه آن را به حساب نحوست بوقلمون‌ها می‌آورند. اما نهایتاً دست مردان خان رو می‌شود و مرکز پرورش بوقلمون راه می‌افتد