علیه تاریخ مردانه‌ هنر

در بیشتر کتاب‌های مهم تاریخ هنر، تعداد هنرمندان زن، در مقایسه با هنرمندان مرد، ناچیز و انگشت‌شمار است و تاریخ‌نگاران هنر وقتی درباره مفاهیمی مانند هنرمند، نابغه و استاد حرف می‌زنند، به‌صورت پیش‌فرض منظورشان مردان است. در کتاب تاریخ هنر ارنست گامبریچ که شاید معروف‌ترین کتاب تاریخ هنر باشد، به‌ندرت به نام زنان برمی‌خوریم و تحولات و آفرینش‌های هنری به‌صورت دست و دلبازانه‌ای به مردان اختصاص یافته است. در دوران معاصر، به‌رغم موفقیت‌های چشمگیر زنان در استیفای حقوق خود، هم‌چنان ردپای تبعیض‌های مختلف جنسیتی در نهادها، فضاها و تاریخ‌نگاری‌های هنری به‌وفور به چشم می‌خورد. 

در بیشتر کتاب‌های مهم تاریخ هنر، تعداد هنرمندان زن، در مقایسه با هنرمندان مرد، ناچیز و انگشت‌شمار است و تاریخ‌نگاران هنر وقتی درباره مفاهیمی مانند هنرمند، نابغه و استاد حرف می‌زنند، به‌صورت پیش‌فرض منظورشان مردان است. در کتاب تاریخ هنر ارنست گامبریچ که شاید معروف‌ترین کتاب تاریخ هنر باشد، به‌ندرت به نام زنان برمی‌خوریم و تحولات و آفرینش‌های هنری به‌صورت دست و دلبازانه‌ای به مردان اختصاص یافته است. در دوران معاصر، به‌رغم موفقیت‌های چشمگیر زنان در استیفای حقوق خود، هم‌چنان ردپای تبعیض‌های مختلف جنسیتی در نهادها، فضاها و تاریخ‌نگاری‌های هنری به‌وفور به چشم می‌خورد. 

 النور هرتنی، هلن پوسنر و نانسی پریسانتل در کتاب خود «بعد از انقلاب: زنانی که هنر معاصر را دگرگون کردند» نشان می‌دهند که به‌رغم خوش‌بینی‌های کاذبی که درباره تحقق برابری جنسیتی در دنیای هنری وجود دارد، تعداد زنانی که در نهادها و گالری‌های تجاری معروف دنیا نمایشگاه برگزار کرده‌اند، در دهه‌های اخیر هیچ تغییری نکرده و آن‌ها در بهترین حالت فقط یک‌چهارم از کل فضای هنری را در اختیار دارند.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *