یکی از روزنامههای محلی اصفهان در خبری به تاریخ بیستم جمادیالاخر 1301 ه. ق آورده است: «در روز پنجشنبه بیستِ شهرِ (ماه) جمادیالاخر که جمعیت زیادی از رجال و نساء به تماشای سیلاب در بالای پلهای رودخانه ازدحام نموده بودند، یک زنی که طفل شیرخوارهای در بغل داشته، در یکی از غرفات بالای پلها رفته و نشسته، طفل خود را در دامن خود گذاشته، در حین آنکه سرگرم تماشا بوده از محـافظت طفل غفلت میکند.
طفل مزبور از دامـن او لغزیده به میان آب افتاده، غریق ســیـلاب فنا و مـفقودالاثر گـردیــده اســـت.» بنـابراین، روایتهای آدمها از حوادث شهری به نسبت دور و نزدیکیشان به حادثه و محل آن متفاوت است. در این گزارش روایتهایی را جمعآوری کردهایم که آدمهای اصفهانیِ بالای شصت سال، از حادثهای به نام سیل یا طغیان رودخانه در شهری به نام اصفهان به خاطر داشتهاند. این گزارش، در پاییز سال97 نوشتهشده و برخی از آدمهای آن دیده از جهان فروبستهاند. نکته قابلتأمل در این روایتها، میزان بارشها در نزدیک به یک قرن گذشته و چگونگی برخورد آدمها با پدیدهای به نام سیل است که در ادامه میخوانید.
