برچسب عادل امیری

خانه هنرمندان، موزه هنر مدرن شود

خانه محتشمی (عمارت هنرمندان فعلی) که این روزها با حکم دادگاه از اختیار حوزه هنری به درآمده و به بنیاد شهید سپرده‌شده، در سال‌های منتهی به دهه 20 ساخته شده است. این خانه در اواخر دهه 30 از فردی به نام رحیم‌زاده، از تاجران اصفهانی، به رضا محتشمی، از کارآفرینان اصفهانی، فروخته می‌شود. محتشمی این خانه را که در بیرون از محدوده شهریِ اصفهان آن زمان قرار داشته، به دست یکی از معماران نامدار اصفهانی به نام مهندس عبدالحسین ملک‌التجار برای بازسازی می‌سپارد. بازسازی این بنا نزدیک به چند سال طول می‌کشد و به گفته محسن رشتی‌زاده (تولد 1329)، نقاش، مجسمه‌ساز و دوست خانوادگی این خانواده، «نقطه عطفی در تاریخ گذار معماری و مدرنیته در تاریخ و فرهنگ اصفهان معاصر است.»

امیر خطه خط

شما هم می‌توانید با مراجعه به اینترنت و جست‌وجوی نام استاد نصرالله معین‌الکتاب، امیر خطه خط ایران و اصفهان، با حروفی که از زیردستان مرد خردمند هنرپیشه، نرم‌نرم مانند آب از زیر سنگ بیرون قلیده‌اند، آشنا شوید. مردی که به سالیان بسیار، در کنج عزلت نشست و مشق عشق کرد، حروف رعنای زبان فارسی را و حالا، قریب به یازده سال است که دستانش استراحت مطلق اختیار کرده‌اند و حروف برنوشته‌اش از میان نی‌ها، کاغذها و خاکی که او را در پناه گرفته است مانند ساقه‌های پیچ امین‌الدوله به بالا برآمده‌اند، تا به چهره خورشید بنگرند، یاد روزهای رفته را …

سی‌وسه‌ساله شدن در شهر سی‌وسه‌پل

قطار جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان به ایستگاه سی و سوم رسید تا جشن تولد سی‌وسه‌سالگی‌اش را دم سی‌وسه‌پل با یک عالمه فیلم خوب و تماشایی برگزار کند و یک‌بار دیگر پرچم بچه‌ها را در شهر دوستدار کودک بالا ببرد! ازاین‌قرار، آیین افتتاح سی و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان امروز بر بام یکی از فرهنگ‌سراهای شهرداری اصفهان با شادی و شیطنت برگزار می‌شود! سرود ملی کشورمان پس از تلاوت آیاتی چند از کتاب نور طنین‌انداز می‌شود و بعدازآن ناغافل به بهانه سی و ساله شدن این جوان رعنا، شمارش معکوس اعداد به‌صورت نوری به نمایش درخواهد آمد و مجری، به اجرای برنامه خواهد پرداخت.

جشنواره مجازی در اصفهان واقعی!

سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان در شهر سی و‌سه‌پل به تجربه‌ای ناب در میان سی‌و دو جشنواره گذشته بدل شده است. این جشنواره کودکانه هم اکنون نخستین رویداد سینمایی کشور و منطقه به حساب می‌آید که به صورت کاملا آنلاین برگزار می‌شود و تجربه متفاوتی را برای ورود آثار سینمای ایران به رسانه‌های جدید رقم زده و مفهوم جشنواره، مخاطب، داوری مردمی و… را در این دوره دچار دگرگونی اساسی کرده است.

طلوع عصر جدید جشنواره‌ها از پنجره‌ها!

سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان در میان شور و نور و عروسک‌ها و پروانه‌های شاد فیروزه‌ای و صدای دست‌های همسایه‌ها به صورت رسمی در شب 27 مهرماه جلالی و پاییز طلایی آغاز شد. افتتاحیه‌ای جنجالی و بکر و تازه و دلچسب در میان ردیف ردیف آپارتمان‌های سر به فلک کشیده‌ای که کودکان و خانواده‌هایشان با بادبادک‌ها و پرچم‌ها و جیغ و هورا منطقه 13 را ترکاندند و گذاشتند روی سرشان!

زردآلوی طلایی بر درخت فیروزه!

پنل تولید مشترک فیلم ایران و ارمنستان در سومین روز سی و سومین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان اصفهان با حضور سونا کاراپوقُسیان مسئول بازار تولید مشترک جشنواره زردآلوی طلایی ارمنستان،  اینِسا مَکرِتاشیان کارگردان و تهیه کننده سینمای ارمنستان، علیرضا شجاع‌نوری تهیه کننده، آناهید آباد کارگردان و رائد فریدزاده مدیر بخش بین‌الملل جشنواره سی و سوم در ۲۹ مهر جاری به صورت آنلاین برگزار شد.

دوام نشرم، تقصیر عشق است

آوازهای یک ناشر، شرح آغازهای اسدالله شکل‌آبادی، مدیر نشر فردا، ناشر تخصصی حوزه نمایش و فعال اجتماعی و فرهنگی اصفهان است که هر اثری که منتشر می‌کند، سندی برای مجاهدت‌های خاموش تاریخ نشر این شهر است. او متولد 11 اردیبهشت 1336 در روستای حبیب‌آباد با نام تاریخی «حباد» است. خودش می‌گوید: «بنا بر نوشته پدربزرگم در حاشیه قرآن، ساعت شش صبح به دنیا آمده‌ام»، جوری که صبح خیز و سلامت طلب شده و هر چه دارد، از «دولت کتاب» دارد، اما معتقد است: «تا زمانی که فرهنگ به شکوفایی کامل نرسد، جامعه به شکوفایی کامل نمی‌رسد.

قند پارسی در روایات روان‌شناسی

کتاب «شعری به فارسی برایم بخوان» مجموعه هفت داستان روان‌شناختی نوشته صبا اخوت است که در 83 صفحه با یک درآمد و یک پیوست در سال جاری به‌وسیله انتشارات جهان کتاب به چاپ رسیده. نویسنده در این اثر با زبانی شیوا و گیرا، هفت روایت از تاریخچه روانی زندگی رضا و حمید، دو کودک افغانستانی، تام، لارا، مایکل و جسیکا، چهار کودک آلمانی و نظیر، یک کودک بنگلادشی را با طرح دغدغه‌ای مبنی بر «دیگری» پنداری‌زبان در جغرافیای فرهنگ غریب مهاجرت پی می‌ریزد. او با تکیه بر این گزاره که «زبان راهی برای برقراری ارتباط است» شخصیت اصلی داستان‌های خود را که زن جوان ایرانی مهاجری به نام رخشنده سیروانی است،  می‌آفریند.