شایعه طرح ازدواج اجباری اولینبار نیست که در شبکههای اجتماعی داغ میشود؛ اما شاید بتوان گفت که هرگز تا این حد جدی مطرح نشده بود. تا جایی که با تکیه بر روی کار آمدن مجلس جدید و زمزمههایی که درباره نظرات نمایندگانش مطرح است، برای بسیاری از مردم، مطرحشدن این مسئله با تمام آنچه پیرامونش بیان میشد (همچون گرفتن مالیات از مجردان ثروتمند یا اجبار به سرپرستیگرفتن فرزند از جانب زوجهای بدون فرزند و جز اینها نیز) چندان هم غیر قابل باور نبود. گسترش شایعه، یک عمل دستهجمعی است. از دیرباز تاکنون نیز شایعه مبتنی بر همین ساز و کار بوده است.
آنچه تغییر کرده اما مکانیسمهای اعمال و البته زمینه و بستر اجتماعی است. در واقع اینکه ما چه شایعهای را چگونه و در چه زمانی و توسط چه سازوکاری بشنویم و باور کنیم به بسیاری موارد بستگی دارد، اما همه اینها همچنان در بستر یک عمل جمعی و در فضایی بیناذهنی صورت میبندد. ما از یک مفهوم، معنایی مشترک (لااقل بستری از معناهای مشترک) مییابیم که برایمان امر غیر واقعی (تا حدی غیر واقعی را) باورپذیر میکند. جوامع معاصر، لبریز از شایعه است و گاه ادعاهای مبتنی بر واقعیت، مستندات کمتری دارند تا حرفهای غیرواقعی.
