سیستم جاسوسی در ایران؛ پایان نفوذ شبکه‌ای و آغاز جاسوسی تک‌عامل/ اهداف:گسترش بی اعتمادی و فلج تصمیم گیری،تصفیه های پیاپی، دولتی ناتوان و فروپاشی ایران

گروه اندیشه: از منظر تئوری امنیت و جامعه‌شناسی سیاسی، سعید حجاریان در این نوشتار که در سایت مشق نو منتشر شده، به واکاوی مفهوم «نفوذ» پرداخته و آن را نه صرفاً پدیده‌ای تکنولوژیک، بلکه فرایندی «عامل‌محور» و متکی بر زمینه‌های روان‌شناختی و فقر ساختاری می‌داند. او با تبیین تمایز میان الگوی جاسوسی «شبکه‌ای» و «شعاعی»، تئوری‌های کلاسیک مبتنی بر وجود شبکه‌های ایدئولوژیکِ منسجم را در دنیای کنونی فاقد کارآیی فنی قلمداد می‌کند. به زعم وی، نفوذ مدرن بر پایه عوامل تک‌افتاده‌ای استوار است که مستقیماً به سرپل‌های بیرون متصل هستند؛ از این رو، برچسب‌زنی بلوکی به جریان‌های سیاسی به عنوان «شبکه نفوذ»، انحرافی تحلیلی است. حجاریان نشان می‌دهد که تسلط فضای «جاسوسی‌هراسی» بر دستگاه تصمیم‌گیری، کشور را وارد چرخه مخرب «جاسوس‌پنداری، گزینش‌گری حذف‌محور و ناکارآمدی» می‌کند؛ وضعیتی که ورودی و خروجی حکمرانی را عقیم ساخته و با محافظه‌کاری مفرط، شجاعت دیپلماتیک و سیاستی را سلب می‌کند. از منظر نظریه جامعه‌شناختی، او نفوذ نهایی دشمن را نه در ترور و خرابکاری فیزیکی، بلکه در «فلج ساختاری» و انحطاط دولت به یک «دولت درمانده» می‌داند. راهکار برون‌رفت از این بن‌بست پنهان، گذر از الگوی اداره توده‌ای و کنترل امنیت از طریق «مخبران و منابع» و بازگشت به الگوی مدرن «دولت-ملت» است. حجاریان با ذکر مثال «شهروند مسئول» در جوامع توسعه‌یافته، تأکید می‌کند که جایگزینی انرژیِ «اعتماد عمومی» و نهادهای دموکراتیک (مانند رسانه‌های آزاد و صندوق رأی) با شک مداوم، تنها پادزهر در برابر نفوذ انسانی است؛ چراکه شفافیت برخاسته از مشارکت مدنی، هزینه رفتارهای پنهان را افزایش داده و موازنه میان «تحفظ امنیتی» و «کارآمدی ساختاری» را در نظام حکمرانی بازمی‌گرداند.این مطلب را در ادامه می خوانید:

۱۰ مرداد ۱۴۰۵ – ۱۲:۴۷

سیستم جاسوسی در ایران؛ پایان نفوذ شبکه‌ای و آغاز جاسوسی تک‌عامل/ اهداف:گسترش بی اعتمادی و فلج تصمیم گیری،تصفیه های پیاپی، دولتی ناتوان و فروپاشی ایران

گروه اندیشه: از منظر تئوری امنیت و جامعه‌شناسی سیاسی، سعید حجاریان در این نوشتار که در سایت مشق نو منتشر شده، به واکاوی مفهوم «نفوذ» پرداخته و آن را نه صرفاً پدیده‌ای تکنولوژیک، بلکه فرایندی «عامل‌محور» و متکی بر زمینه‌های روان‌شناختی و فقر ساختاری می‌داند. او با تبیین تمایز میان الگوی جاسوسی «شبکه‌ای» و «شعاعی»، تئوری‌های کلاسیک مبتنی بر وجود شبکه‌های ایدئولوژیکِ منسجم را در دنیای کنونی فاقد کارآیی فنی قلمداد می‌کند. به زعم وی، نفوذ مدرن بر پایه عوامل تک‌افتاده‌ای استوار است که مستقیماً به سرپل‌های بیرون متصل هستند؛ از این رو، برچسب‌زنی بلوکی به جریان‌های سیاسی به عنوان «شبکه نفوذ»، انحرافی تحلیلی است. حجاریان نشان می‌دهد که تسلط فضای «جاسوسی‌هراسی» بر دستگاه تصمیم‌گیری، کشور را وارد چرخه مخرب «جاسوس‌پنداری، گزینش‌گری حذف‌محور و ناکارآمدی» می‌کند؛ وضعیتی که ورودی و خروجی حکمرانی را عقیم ساخته و با محافظه‌کاری مفرط، شجاعت دیپلماتیک و سیاستی را سلب می‌کند. از منظر نظریه جامعه‌شناختی، او نفوذ نهایی دشمن را نه در ترور و خرابکاری فیزیکی، بلکه در «فلج ساختاری» و انحطاط دولت به یک «دولت درمانده» می‌داند. راهکار برون‌رفت از این بن‌بست پنهان، گذر از الگوی اداره توده‌ای و کنترل امنیت از طریق «مخبران و منابع» و بازگشت به الگوی مدرن «دولت-ملت» است. حجاریان با ذکر مثال «شهروند مسئول» در جوامع توسعه‌یافته، تأکید می‌کند که جایگزینی انرژیِ «اعتماد عمومی» و نهادهای دموکراتیک (مانند رسانه‌های آزاد و صندوق رأی) با شک مداوم، تنها پادزهر در برابر نفوذ انسانی است؛ چراکه شفافیت برخاسته از مشارکت مدنی، هزینه رفتارهای پنهان را افزایش داده و موازنه میان «تحفظ امنیتی» و «کارآمدی ساختاری» را در نظام حکمرانی بازمی‌گرداند.این مطلب را در ادامه می خوانید:

****

مدتی است به‌واسطه شرایط کشور واژه‌هایی نظیر «نفوذ»، «رخنه»، «حفره»، «جاسوس» و امثال این‌ها بر ادبیات سیاسی و مطبوعاتی سایه افکنده است. برخی افراد به‌واسطه تجارب و مشاهدات‌شان به این قبیل موضوعات پرداخته‌اند و دیگرانی هم صرفاً از حیث تفنن و برچسب‌زنی حول این واژه‌ها تولید گفتار و نوشتار کرده‌اند. این فضا حس «جاسوسی‌هراسی» (spyphobia) را در میان مردم پدید آورده و طبعاً ذهن سیاست‌گذاران هم درگیر شده است. در حالی‌که جامعه سالم بیشتر مبتنی بر اعتماد و هم‌پذیری است تا شک و طرد دیگری. با این اوصاف، هر چه هست باید گفت که این اولین بار نیست که ما با این وضعیت مواجه می‌شویم و قطعاً آخرین بار نیز نخواهد بود. بنابراین پرسش مقدر این خواهد بود که چگونه باید در وضعیتی که می‌پنداریم نفوذ فراگیر شده است، یا دست‌کم به عاملی تأثیرگذار تبدیل شده است، مفری برای حیات سیاسی و سیاستی بگشاییم. در ادامه تلاش می‌کنم تا حد توان به این مسأله پاسخ دهم.

منبع  : خبر آنلاین

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *