
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، پس از گفتگو با امیران خلبان جهانگیر قاسمی، حسین هاشمی، صمد ابراهیمی و کاظم عباسنژادی، سراغ یکی دیگر از خلبانان شکاری نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در سالهای دفاع مقدس رفتیم؛ شفیع حسینپور که در مقطع آغاز جنگ خلبان پایگاه دوم شکاری تبریز بوده و کمی بعد به پایگاه چهارم شکاری دزفول منتقل شد.
حسینپور ازجمله خلبانانی است که تمرد کرده و پایگاه دزفول را تخلیه نکردند و همراه با چندتن دیگر از همرزمانش به پروازهای جنگی برای کوبیدن نیروی زرهی دشمن مشغول شد تا در نهایت، پایگاه دزفول از خطر سقوط نجات پیدا کرد. اینخلبان ماموریتهای مختلفی در بمباران و راکتباران مواضع نیروگاهی و پایگاهی دشمن داشته که روایتشان را از او جویا شدیم.
قسمت اول گفتگو با اینخلبان که درباره شروع جنگ در پایگاه تبریز و ماموریتهای روزهای اول اوست، در پیوند زیر قابل دسترسی و مطاله است:
* «روایت کوبیدن پالایشگاه کرکوک با راکتهای زونی/با سرود «ای ایران!» به خودم روحیه میدادم»
در ادامه مشروح دومینقسمت از گفتگو با امیر خلبان شفیع حسینپور را که بهطور مشخص دربرگیرنده روایت نجات پایگاه دزفوهمان روش پاپآپ ماموریت انجام داده و خورده بودند. اگر اشتباه نکنم آنروز پنجشش فروندمان را زدند. روز هشتم بود. سروان (احمد) کُتاب یکی از آنها بود.
* که اسیر شد.
و داستان غمانگیزی هم برای زندگی شخصیاش به وجود آمد.
وقتی بچهها را زدند من و آقای اردستانی رفتیم پیش فرمانده پایگاه و خواهش کردیم تاکتیک بمباران را عوض کنیم و بمبهای های درگ را وارد معرکه کنیم. از آن به بعد از اینبمبها استفاده کردیم و موفق هم بودیم.
صادق وفایی
ادامه دارد …
