
گروه اندیشه: دکتر یدالله کریمی پور، در کانال خود مطلبی نوشته در باره اندیشمندانی که جباریت چپ جهانی را در برابر راست جهانی نادیده گرفته اند. او در این باره که روشنفکران در جهان جنگ سرد، جهان را در دوگانه سوسیالیست (خیر) و سرمایه داری (شر) می دیدند، انتقادهای درستی را مطرح می کند. با این وجود او نیز در دام این دوگانه می افتد و در برابر ترسیم انتقادات با مصادیق درست علیه روشنفکران، قادر نیست ماهیت امپریالیسمی را که باعث ترس آنان شده ترسیم کند. برای مثال، این که نظریه غایت انگارانه دولت و به تبع آن ارزش های مدرنیته، چگونه حق خود می داند کشورهای جهان سوم را با برنامه ها وفشارهای مختلف بر اساس نظریه مرکز پیرامون شیلز تابع خود کنند و این موضوع خود به چه جنایت هایی منتهی می شود، نادیده می گیرد. همچنین در برابر کریمی پور با طرح این بحث که این روشنکفران در دانشگاه ها و کافه های پاریس و نیویورک، زیست کردند و هرگز زندگی را تحت نظر کا گ ب تجربه نکرند، فراموش می کند که از جمله زیست و زندگی مردم ایران بعد از کودتای ۲۸ مرداد توسط آمریکا و انگلیس و شکل گیری ساواک و حمایت سیا ا style=”text-align:justify”>۱-از دیدگاه این روشنفکران، جهان تنها دو جبهه بود: سرمایهداری امپریالیستی ( نمادشر) و سوسیالیسم (نمادخیر). آنان فکر کردند که هرگونه نقد به جبهه سوسیالیسم، عملاً کمک به جبهه سرمایهداری است.
۲- آنان باورمند بودند جامعه بیطبقه آینده(اتوپیا) آنقدر باارزش و باشکوه است که رنجها، شکنجهها و کشتارهای مسیر، برای رسیدن به آن، «بهای ناچیزی» است که باید پرداخت شود.
۳- بسیاری از این روشنفکران در کافهها و دانشگاههای پاریس، لندن و نیویورک در امنیت کامل زندگی میکردند و هرگز طعم واقعی زندگی زیر سایهKGB شوروی یا خمرهای سرخ پل پوت و شومبختی های چین مائو را نچشیده بودند. برای آنها، کارگران و قربانیان، صرفاً «اعداد و مفاهیمی روی کاغذ» بودند.
به هر حال برای من روشن است که عالِمی، می تواند عالَمی را فاسد کند.
۲۱۶۲۱۶
