برچسب سرمایه داری

زندگی همچون کسب‌وکار، همچون کابوس

مارک فیشر در 1968 به دنیا آمد؛ در سالی که اعتراض‌های گسترده در سراسر جهان شکل گرفته بود و بسیاری از روشن‌فکران فعالان سیاسی گمان می‌کردند که جهان به‌زودی تغییر خواهد کرد؛ اما طولی نکشید که تمام این آرزوها و امیدها بر باد رفت و نظام سرمایه‌داری پرقدرت‌تر و بی‌رقیب‌تر از پیش بر دنیا تسلط یافت. فیشر در 2017، زمانی که چهل‌ونه سال داشت، پس از سپری‌کردن چند دوره افسردگی شدید، اقدام به خودکشی کرد. 

نظریات یک فیلسوف لیورپولی درباب فوتبال

در تاریخ فلسفه‌ی معاصر چندین فیلسوف و روشنفکر مهم به فوتبال علاقه داشتند. معروف‌ترین آن‌ها آنتونیو گرامشی است. او در جوانی در روزنامه‌های ایتالیایی، در کنار مقالات سیاسی و نظری، گزارش‌ فوتبالی می‌نوشت. گرامشی در یک خانواده‌ی فقیر متولد شده بود و در کودکی‌اش، همچون بسیاری از کودکان دیگر طبقه‌ی کارگر آن زمان ایتالیا، فوتبال نقشی اساسی و مهم داشت. به باور گرامشی «فوتبال مدلی از یک جامعه‌ی فردگراست» و می‌تواند کلیت جامعه سرمایه‌داری را در مقیاسی کوچک نشان دهد. یکی دیگر از روشنفکران شیفته‌ی فوتبال، همانطور که همه می‌دانند، آلبر کاموست. برای او فوتبال تنها «درس اخلاق» بود و مدرسه‌ای برای آموختن مبارزه، همبستگی، برادری و قاطعیت به شمار می‌آمد. کامو در جوانی، همچون ناباکوف، یک دروازه‌بان آماتور بود، پُستی که با فلسفه‌ی اگزیستانسیالیستی او جور در می‌آمد. بجز گرامشی و کامو می‌توان از متفکران دیگری هم نام برد که به فوتبال علاقه داشتند: سارتر، گالیانو و نگری.

 ژیژک: نگرانِ بی‌فایده شدنِ ما فیلسوفان نیستم/ از «شبِ جهان» تا سقوط سرمایه‌داری لیبرال/ نیازمندی به بدبینی هگلی و ضرورت جدید فلسفه

گروه اندیشه: اسلاوی ژیژک (Slavoj Žižek) فیلسوف، نظریه‌پرداز انتقادی و روان‌کاو لاکانیِ اهل اسلوونی است که به خاطر تلفیق مفاهیم فلسفی هگل، کارل مارکس و ژاک لاکان برای تحلیل رادیکال و اغلب طنزآمیزِ سینما، فرهنگ عامه و سرمایه‌داری جهانی شهرت دارد، در گفت و گویی که بخش نخست آن در روزنامه اعتماد منتشر شده، او با نقد استعاره‌های سنتی «نور و آگاهی»، سوبژکتیویته را نه نوری تابناک، بلکه بر اساس اندیشه کانت، هگل و شلینگ، «تاریکی درونی و شب جهان» معرفی می‌کند. او با دفاع از متواضع بودن فلسفه و ایده هگلیِ «پرواز جغد مینروا در غروب»، تاکید دارد که فلسفه همواره دیر می‌رسد و وظیفه آن درک ساختار مفهوم زمانه است، نه پیش‌بینی آینده. ژیژک با مقایسه خوش‌بینی خوش‌باورانه مارکسیستی و بدبینی واقع‌گرایانه هگلی، نشان می‌دهد که چگونه آموزه‌های هگل درباره تکرار خطاهای تاریخی و شکست‌ها برای درک جهان امروز—از زوال سرمایه‌داری لیبرال و ظهور نئوفئودالیسم تا بحران‌های زیست‌محیطی و پاندمی—ضروری است. وی همچنین با آسیب‌شناسی بن‌بست‌های فلسفه تحلیلی و تاریخ‌گرایی استعلایی، یادآور می‌شود که در عصر بحران‌های پیچیده جدید، رسالت اصلی فلسفه ارائه پاسخ‌های فوری نیست، بلکه اصلاح صورت‌مسئله‌ها، طرح پرسش‌های درست و زدودن رازآلودگی از فهم انسان معاصر است. این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

از «هم جنگ هم صلح» در ایران تا واکنشی به انقلاب فرانسه/ بستانی: همه ما انقلابی هستیم / شکل گیری اندیشه محافظه کارانه در ایران معاصر ممکن است؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، نشست «محافظه‌کاری و لیبرالیسم در ایران» همراه با رونمایی از کتاب «محافظه‌کاری: دعوت به سنتی والا» اثر راجر اسکروتن با ترجمه شاهین زینعلی، دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ در کتاب زروان خانه صوفی برگزار شد. در این نشست که به‌همت مجله سیاست‌نامه و سرای علوم انسانی برگزار می‌شد، احمد بستانی استاد اندیشه سیاسی دانشگاه خوارزمی و عضو شورای علمی مجله «سیاست‌نامه»، شروین مقیمی استاد علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، همچنین شاهین زینعلی مترجم کتاب حضور داشتند. مدیریت نشست بر عهده حامد زارع سردبیر مجله سیاست‌نامه و خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بود.