سال 2019 موج دوم جنبشهای بزرگی در حوزه خاورمیانه و شمال آفریقا را به همراه داشت. زنان از سوریه و لبنان [تا ترکیه و افریقا]، در خط مقدم اعتراضات بودند و مسائلی چون بیکاری، نابرابری، فساد، بیثباتی سیاسی و خشونت قومیتی/فرقهای را مطرح کردند. این نوشتار جشنی کلیشهای به مناسبت رها شدن زنان عرب نیست. نقش اساسی زنان در این تحولات انقلابی -به عنوان رهبر، سازماندهنده و بسیجکننده- تنها میتواند تحت عنوان یک بازتاب عمیق از تأثیر بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در منطقه بر زندگی و معیشت آنها درک شود. اما گرچه جنبشها نویدبخش تغییر بودند؛ اما همهگیری کرونا در سال 2020 تمام ابعاد زندگیهایمان را دستخوش تغییر کرد و نیز توقفی ناگهانی در این تحرکات به وجود آورد.
یکی از جنبههایی که کمتر رسانهای شده اما همواره ثابت است، این است که در منطقه ما، زنان بودند که مجددا در خط مقدم مبارزه با همهگیری بودهاند. در شرایطی که زندگیها در حال دگرگونی بودند، مشاغل مراقبتی -که بیشتر توسط زنان و سایر گروههای در اقلیت انجام میشدند- به طور واضح به الزامات حیاتی برای بقا تبدیل شدند. به ناگه جوامع دریافتند که پرستاران، ماماها، مددکاران اجتماعی، کسانی که به کار خانگی مشغولند، تمیزکاران و معلمان مهمترین «مشاغل حیاتی» ما هستند و در عین حال کمترین درآمدها را دارند. علاوه بر این، کار بازتولیدی رایگان که توسط مادران، مادربزرگان، خواهران، خالهها و عمهها و جز آن در خانهها انجام میشود، به موتور اصلی که جوامع را طی قرنطینه، تدریس آنلاین و دورکاری در حالتی شناور نگه میدارد تبدیل شده است.
