برچسب analyze game

سایه Upscaling بر صنعت بازی: معجزه ارتقای فریم یا عامل تنبلی بازی‌سازان؟

برای سال‌ها، اجرای بازی‌ها روی یک رزولوشن مشخص، به عنوان استاندارد رایج صنعت بازی شناخته می‌شد و مورد قبول بازیکنان بود. فناوری Upscaling که تقریباً مفهومی معادل «تبدیل یک رزولوشن به رزولوشنی بالاتر» دارد، برای سال‌ها وجود داشته و حتی مورد استفاده قرار می‌گرفته است؛ اما به دلیل کیفیت پایین خروجی‌ها و همچنین ذهنیت عمدتاً منفی بازیکنان نسبت به این تصاویر، هیچگاه چندان مورد استقبال قرار نگرفت.

کاتارسیس در بازی‌های ویدیویی؛ آیا بازی کردن می‌تواند ما را از احساساتمان رها کند؟

چرا بعضی لحظات در بازی‌ها، همچنان بعد از اتمام هم در ذهنمان می‌مانند؟ چرا آن‌قدر در ذهن ما پیله می‌کنند که روز و شب ما را از خود می‌گیرند؟ چگونه این امر در آثاری چون Red Dead به مسئله‌ای تراژیک و واقعی بدیل می‌شود و ما را به هزارتوی احساسی خود می‌کشد؟ آیا این را می‌توان در امری تفکربرانگیز خلاصه کرد و برایش تعریفی ساده بیان کرد؟ شاید آری. شاید هم نه.

چرا قرار نیست در صنعت نرم‌افزار و بازی شغلی پیدا کنید؟ پارادوکس مهندسان مسافرکش

برای سال‌ها، صنعت تکنولوژی و توسعه نرم‌افزار به عنوان بهشت موعود برای جویندگان کار معرفی می‌شد. رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و برگزارکنندگان دوره‌های آموزشی (نظیر بوت‌کمپ‌ها)، تصویری آرمانی و تحریف‌شده از این زیست‌بوم ترسیم کرده بودند که هنوز هم ادامه دارد؛ دنیایی که در آن تنها با چند ماه یادگیری سینتکس‌های برنامه‌نویسی یا طراحی رابط کاربری، می‌توانستید به درآمدهای قابل قبول، امنیت شغلی خوب، پاداش‌های متعدد و زندگی دیجیتالی جالبی دست پیدا کنید.

وقتی غیرممکن عادی می‌شود؛ رئالیسم جادویی در بازی‌ها

در تصادم زمین و آسمان، شب و روز، سیاه و سفید، جای و لحظه‌ای که آن‌ها خود را تمایز می‌دهند، امر غیرممکن خود را ممکن می‌کند و این اختلاط است که منجر به تولد چیزی جدید، نوعی جدید و سبکی جدید می‌شود. سبکی که ما به آن رئالیسم جادویی می‌گوییم. سبکی که غنای آن، قدمتی دور و دراز در ادبیات دارد، زمانی که نویسندگان و هنرمندان با ماورای وجود و خلقت، همچون به سادگی آب خوردن، چون آلتی بی‌شیله‌پیله برخورد می‌کردند که به آن‌ها امکان خلق هرچه بیشتر و بهتر آثاری را می‌داد که عجیب‌تر و عجیب‌تر از هر چیزی بودند که عجیب یاد می‌شد.