برچسب گلزار شهدای کرمان

همه وجود حاج قاسم لله بود

امین گزستانی از شروع کار معراج شهدای کرمان به همت حاج قاسم می‌گوید: سال ۱۳۶۲ معراج شهدای کرمان به عنوان یک مؤسسه فرهنگی به دست حاج قاسم و بچه‌های تعاون لشکر ۴۱ ثارالله افتتاح شد. در دوران جنگ بیشترین خدمتش تحویل پیکر به خانواده شهدا بود.

رؤیای قشنگ حاج قاسم بودن

برای رفتن به کرمان و حضور در گلزار شهدای این شهر که مزار سردار دل‌ها را در خود جای داده است، سر از پا نمی‌شناختم. برنامه سفر به گونه‌ای هماهنگ شد که در روز پنج‌شنبه به کرمان رسیدم. از فرودگاه به موزه دفاع مقدس رفتم

زائران امریکایی می‌گفتند آمدیم تا حاج‌قاسم ما را ببخشد

هیچ وقت یادم نمی‌رود، وقتی از آن سه امریکایی پرسیدم چرا به زیارت حاج‌قاسم آمده‌اید؟ با سرافکندگی گفتند: آمده‌ایم حاج‌قاسم ما را ببخشد یا آن مرد چینی که خدا را هم نمی‌شناخت، آمده بود به زیارت حاج‌قاسم؛ حاج‌قاسم را پادشاه خاورمیانه می‌دانست یا آن خانم فرانسوی دلیل خوشبختی ما را اینگونه بیان کرد: شما در ایران حاج‌قاسم دارید و ما در فرانسه همچون ژنرال سلیمانی نداریم

بی‌تابی‌هایمان را با عشق به حاج‌قاسم تسلی می‌دهیم

حاج قاسم کاری کرده بود که ما در امنیت باشیم. امریکا که حساب کار دستش آمد. دشمنان دیگر هم خوب می‌دانند که سپاه پاسداران و نیروی قدس و همه فرماندهان و رزمندگان جبهه مقاومت اجازه نخواهند داد دشمن عرض اندام کند و بخواهد در منطقه جولان دهد. حاج قاسم بسیار خالص بود

شهادت در طريق سليماني

از طریق رسانه شما به عوامل تروریستی صهیونیستی- امریکایی می‌گویم این اقدامات کورکورانه و بزدلانه شما هیچ‌گاه نمی‌تواند این مسیر و راه را، این هدف را کمرنگ کند و از این شکوه و عظمت بکاهد و به فرموده امام هیچ غلطی نمی‌توانید بکنید. این‌ها هر چه دست و پا می‌زنند نمی‌توانند از این هلاکت و نابودی نجات پیدا کنند

 من هم به دنبال شهادتم!

او ارادت زیادی به رهبرمعظم داشت. شهیدان حاج‌قاسم و حججی را بسیار دوست داشت و می‌گفت: من آرزو دارم سر مزار این دو شهید بروم. همیشه می‌گفتیم باشد مادر، ان‌شاءالله خواهیم رفت. هر مرتبه‌ای که می‌خواستیم برویم، کار یا برنامه‌ای برایش پیش می‌آمد که نمی‌توانست به زیارت مزار این دو شهید برود. می‌گفت: حتی اگر یک روز مانده به پایان عمرم باید به گلزار شهدای کرمان بروم و مزار حاج‌قاسم را زیارت کنم تا رسید به چهارمین سالروز شهادت حاج‌قاسم!

روزی که ملبس به رخت شهادت شد

شاخصه‌های اخلاقی و خلقیات معنوی شهید از زبان رفیق و دوست صمیمی‌اش آقای سجادی‌نیا شنیدنی بود: علیرضا بسیار اهل ادب بود و هیچ وقت درکلامش به کسی بی‌ادبی نمی‌کرد. علاوه بر این، بر نماز اول وقت و قرائت هر روز قرآن خیلی تأکید داشت. بسیار روی رعایت احکام دینی حساس بود. یک بار در بوفه حوزه نشسته بودیم که یک نفر از بچه‌ها حرفی را زد که باعث ناراحتی علیرضا شد. او همان لحظه شروع به خواندن قرآن با صوت زیبا کرد. فضا عوض شد و همه آن حرف را از یاد بردند. اگر جایی می‌دید کسی در حال غیبت کردن است، سریع بلند می‌شد و می‌رفت. او تمام سال‌های درسی حوزه را در کرمان سپری کرد و امسال سال آخرش بود. علیرضا در حوزه علمیه قم هم پذیرفته شده بود، اما به خاطر مادرش به قم نرفت.

خادم‌الشهدایی که شهادت نصیبش شد

قرار بود در تدارک مراسم عروسی اسماعیل باشیم، اما بعد از شهادتش جمع شدیم و کار‌های پذیرایی از میهمان‌های مراسم شهادت او را انجام دادیم. نمی‌توانیم قبول کنیم که دیگر او را نمی‌بینیم. متأسفانه ما ایشان را خیلی دیر شناختیم و ناراحتی ما از این است که او دیگر در میان ما نیست