برچسب گفتمان انقلاب اسلامی

علی‌رغم نزول قرآن کریم به زبان عربی، هدایت جهان اسلام در عصر حاضر به زبان فارسی و فرمایشات حضرت امام و مقام معظم رهبری گره خورده است

شاخصه‌ اصلی در «مردم‌شناسیِ ایرانیان»، تبعیّت از ائمّه‌ معصومین و نوّاب عامّ آنان است. جمهوریت و دموکراسی برای نظام اسلامی نباید به معنای غربی آن منصرف شود؛ بلکه با هدف خدمت به اسلام است و نه برای رفاه و تنوّع و تلذّذ! آنچه در این دنیا موضوعیت دارد، دفع هوای نفس است که مظهر اجتماعی آن در قدرت کفار تجلی یافته و در قالب مستکبرینی چون امریکا و انگلیس و... در مقابل مؤمنین قرار گرفته است.

امام خمینی، شیوه‌ای جدید در «جامعه‌شناسی، علوم سیاسی و مدیریت» بنیان نهادند که برای مادّیون، نامفهوم و برای اهل ایمان مأنوس بود

اگر حضرت امام شعار «یا شرقی؛ یا غربی» را پیش می‌گرفت و آرمان‌های مردم را به نحوی مادّی تعریف می‌کرد و مسئولیت اصلیِ حاکمیت را تأمین زندگی مادّی مردم می‌دانست، آنگاه هماهنگی و تبعیت با یکی از بلوک‌های قدرت برای تهیه‌ی «سرمایه، تکنولوژی و علمِ» مورد نیاز یک حکومت ضرورت می‌یافت. اما این بدان معنا بود که نظام جمهوری اسلامی، با مبنا قراردادن تکامل مادّی، تکامل معنوی را قربانی رفاه و تنوّع و دنیاپرستی کرده که این امر بر خلاف شعارهای قیام و انقلاب اسلامی بود.

امام خمینی افشا کرد که فلسفه‌ دموکراسی یک «استعمار پنهان» و آزادی و جمهوریت غربی مقیّد به «اخلاق استکباری» است

دموکراسی و اراده‌ی ملّی و خواست عمومی یک امر مطلق و رها نبوده و نیست بلکه دموکراسی بدون «تقیّد به یک مکتب»، نمی‌تواند در عالم خارج تحقق پیدا کند. در غرب نیز فلسفه‌ی دموکراسی به دنیاپرستی و نظام سرمایه‌داری مقیّد شده و مردم به کسانی رأی می‌دهند که از هر راهی، زندگی مادّی بهتری را برای آنان فراهم آورند. بنابراین دموکراسی غربی بر خلاف ادعاهای دروغین خود به مقابله با حرکت مردمی برخاست که آخرت‌گرایی و استقلال اسلامی را بمثابه مکتب خود تلقّی می‌کنند.

حضرت امام هیچ‌گاه تقسیم کشورها به «توسعه‌یافته» و «در حال توسعه» را نپذیرفت/ امام خمینی برای مدیریت نظام، ذرّه‌ای تردید درباره‌ کارآمدی اسلام به خود راه نداد

امام خمینی علی‌رغم آگاهی به فقدان نسخه‌ی اداره‌ی کشور در ادبیات تخصصی حوزه و انتقادات منبعث از ادبیات دانشگاه مبنی بر محوریت تأمین علم و تکنولوژی و سرمایه برای اداره‌ی کشور، ذرّه‌ای تردید درباره‌ی کارآمدی اسلام برای مدیریت نظام، به خود راه نداد و کشور را در مسیر مدل‌های توسعه پیش نبُرد. از این‌رو رفتار مدیریتی حضرت امام از سوی اکثر نخبگان حوزوی و دانشگاهی و مدیریتی در داخل و خارج کشور، مورد انتقاد و تردید و هجمه قرار می‌گرفت.

با پیروزی ملّت ایران، گام اول یعنی «انقلاب سیاسی» برداشته شده است، اما در گام دوم، «انقلاب فرهنگی» به معنای «تحوّل در حوزه، تحوّل در دانشگاه و تحوّل در مدیریت نظام» ضروری است

حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب در سطح «جهت‌گیری نظام» بر مبنای اسلام و فرهنگ مذهب عمل کرده‌اند. اما در شرایطی که «تئوری مادّی در تولید قدرت، تولید اطلاع و تولید ثروت» پیش از انقلاب و پس از آن در سطح «ساختارهایِ» جامعه جریان داشته و دارد، پدیدآمدنِ ناهنجاری‌ها و مشکلات سیاسی، فرهنگی و اقتصادیِ کشور امری قهری و اجتناب‌ناپذیر است و انتساب آن به مدیریت الهیِ امام و رهبری، یک ظلم نابخشودنی محسوب می‌شود.

حضرت امام در مقابل کفر مدرنیته موضع گرفت و نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای مدیریتیِ متداول در دنیا را به چالش کشید

حضرت امام، حج ابراهیمی را بمثابه نرم‌افزار الهی برای وحدت کلمه بین مسلمین احیاء کرد و با خارج‌کردن آن از شکل سنّتی، حجّ بدون برائت را نپذیرفت و با پیام‌های هر ساله‌ی خود در موسم حج، رسالت امّت اسلامی را برای آزادی فلسطین به صورت کاملاً عینی مشخص نمود و علاوه بر نجات مردم ایران از رژیم طاغوت، وظیفه‌ی خود در سطح جهانی و بین‌المللی نسبت به جهان اسلام را ادا کرد. این رفتار قرآنی، نهضت «بیداری اسلامی» را پی‌ریزی کرد.

رفتار حضرت امام، فراتر از معارف موجود حوزه بود که خود در قلّه‌ آن قرار داشت/ امام با بهره‌گیری از ادبیات وحی، به بنیانگذار «عرفان اجتماعی» تبدیل شد

رفتار شیخ شهید فضل‌الله نوری، آیت‌الله مدرس و آیت‌الله کاشانی، مبتنی بر مبنای موجود در ادبیات تخصصی حوزه بود. چرا که «هویت جامعه» در این مبنا، به نظم حاکم بر آن باز می‌گردد و تحقق نظم نیز وابسته به «قانون» است. پس تمرکز بر قانون‌گذاری و کنترل قوّه‌ی مقنّنه، اولویت پیدا می‌کند. اما امام خمینی فراتر از توانمندی و تجاربِ همه‌ی علمای مبارز و مجاهد عمل نمود. در واقع حضور دین در همه‌ی شئونات کشور هنگامی محقق می‌شد که به جای تصدی ریاست مجلس یا دولت، منزلت «ولایت مطلقه‌ی فقیه» شکل بگیرد.

در مسئله «ریزش‌های انقلاب» همگان به مواضع امام و رهبری امتحان می‌شوند/ کسانی که از نورانیت و حقانیت این مواضع درکی پیدا نمی‌کنند مردود می‌شوند

تبیین عقلانی و تخصصی از چگونگی تبدیل مواضع و جهت‌گیری‌های حضرت امام و مقام معظم رهبری به مدیریت کلان و خُرد در صحنه‌ی عمل، ضرورتی است که غفلت از آن، «خطر تحریف شخصیت حضرت امام» را شدّت خواهد بخشید و موجب عدم فهم خواصّ و نخبگان از تصمیمات فعلیِ مقام معظم رهبری و اعتراض و هجمه به ایشان خواهد شد.