گذر قرآن و مهربانی
محمدعلی سمیعی، مدیر پروژه چهارباغ عباسی نیز در ارتباط با هدف از برگزاری این برنامه قرآنی بیان کرد: در طول این سالها رهبر معظم انقلاب بارها بر مسئله فرهنگ تأکید کردهاند و خواستار اجرای طرحهایی مثمرثمر در این رابطه شدهاند.
محمدعلی سمیعی، مدیر پروژه چهارباغ عباسی نیز در ارتباط با هدف از برگزاری این برنامه قرآنی بیان کرد: در طول این سالها رهبر معظم انقلاب بارها بر مسئله فرهنگ تأکید کردهاند و خواستار اجرای طرحهایی مثمرثمر در این رابطه شدهاند.
وارد پیادهروی وسط چهارباغ بالا شدیم. پدر و پسرم گلهمند بودند؛ پدرم از رسم روزگار که پیری و بیماری برایش به ارمغان آورده و پسرم از عصر بلند تابستان که خسته و کسلش کرده بود.
شهرها هم مثل آدمها یا دیگر موجودات زنده با گذر زمان تغییر میکنند؛ بزرگ میشوند، رشد میکنند، از جوانی به میانسالی و پیری میرسند و ردپای گذشت سالها و قرنها را در چهره و ساختارشان میتوان دید. تفاوت شهر با ساختارهای زندۀ طبیعی در این است که میتواند دوام بیشتری داشته باشد و پایان محتوم را به تعویق بیندازد. حتی باوجود گذر قرنها از زمان ساختشان، شهرها میتوانند دوباره نو شوند، شکلی تازه به خود بگیرند و خود را با زندگی مردم و نیازهایشان هماهنگ کنند.
اصفهان واژهنامه عشق است. خاک اصفهان را از دیرباز هنرپرور و مردم آن را هنرآفرین معرفی کردهاند و بدینسان میتوان اصفهان را مهد فرهنگ و هنر با مردمانی پرشورونشاط خواند.
آیتالله محمدرضا خراسانی، بنیانگذار جریانی اصیل در حوزه علمیه اصفهان در دوره پهلوی دوم بود. او با مرام خاص خود توانست شاگردان فراوانی را تربیت کند، شاگردانی که در عرصههای گوناگون زبانزد بودند.
مهندس حجازی به روزی فکر میکرد که با چمدانی در دست و هزاران آرزو در سر با اتوبوس رحیم پاشنهطلا به اصفهان آمد. به روزی که نخستوزیر، نخستین شیر فشاری را در میدان نقش جهان افتتاح کرد. به روزی که همراه با اکبرآقا قرارداد اجارهخانه قدیمی چهارباغ را امضا کرد …
چهارباغ زیبا این روزها به محلی برای گعدههای کوچک دوستانه و جمعهای خانوادگی تبدیل شده است؛ پیادهراهی چشمنواز و دوستداشتنی در مرکز شهر که محل تلاقی آدمهای بالانشین و پاییننشین شهر است. کافههای رنگارنگ و متحرک، گالریها، پاساژهای تجاری، حضور نوازندگان خیابانی و از همه مهمتر، فستفودیها و اغذیهفروشیها چهرهای جدید و متفاوت با گذشته از این بافت شهری به تماشا گذاشته است؛ بافتی که به بازنمایی سبک زندگی و دلمشغولیهای روزانه ساکنان شهر میپردازد.
نمِ باران بهاری رد انداخته بر تن نازک و لطیف گلهای آلاله و رُز و شببو که همچون فرشی رنگارنگ، گلهبهگله چهارباغ گسترده شده و چشمنوازی میکنند. جرعه آبی رهاشده در جوی میان چهارباغ و صدای تلطیفشدهاش میپیچد لابهلای ازدحام جمعیت. درختان قد علم کردهاند و شاخههای نازکشان به هم گرهخورده است. بهار پاورچینپاورچین خودش را به چهارباغ رسانده و همه زورش را میزند تا در آخرین روزهای فروردینماه رخنماییکند.