برچسب چهارباغ

آشناترین گذر

چهارباغ اصفهان تا همین چند دهه پیش پررونق‌ترین خیابان شهر بود؛ نه محلی برای گذر که محلی برای ماندن و دیدارها. هر قشری از جامعه پاتوق‌های خودش را در چهارباغ داشت. اهالی فرهنگ و هنر هم پاتوق‌های روشنفکرانه خودشان را در چهارباغ برپا می‌کردند.

چهارباغ بانوان

گردش و رفت‌وآمد امرا و درباریان و شاهزادگان سلطنتی عهد صفوی در چهارباغ، بیشتر به صورت سواره انجام می‌شده است.

شهریور تلخ

شهریور سال 1030 هجری قمری؛ اصفهان در تب و تاب است. از دردی می‌سوزد که غوغایش جهانی را بی‌تاب می‌کند.

فصل‌هایی از داستان سینما در یک شهر

درباره تاریخ تئاتر اصفهان تاکنون چند کتاب منتشرشده است. پرویز ممنون و ناصر کوشان دراین‌باره قلم‌زده و آثاری منتشر کرده‌اند؛ اما در مورد سینما در اصفهان کسی تاکنون سخن درخوری نگفته بود. یک دلیل آن‌که اصفهان منشأ سبک تئاتر کمدی انتقادی و در سراسر کشور در این رشته زبانزد بود؛ اما در سینما در مقابل تهران چندان حرفی برای گفتن نداشت. هنرپیشگانی نیز اگر بر خواسته بودند، خیلی زود راهی تهران و در آنجا شکوفا شده بودند؛ اما این‌همه رابطه اصفهان و سینما نیست. ورود سینما به اصفهان هم برای خود داستانی دارد. فیلم‌هایی که به نمایش می‌گذاشتند. رشد و گسترش سینماها، تماشاگران سینما و طبقه اجتماعی آن‌ها، تأثیری که این سالن‌های بزرگ بر شهرسازی و معماری شهری اصفهان بر جای گذاشتند.

حاشیه زاینده‌رود یا ساحل سِن (1)

«عصرها در حاشیه رودخانه، طرف باغ جنت، هیچ برای تفریح و تفرج می‌روید و آن مناظر زیبای عالم طبیعت را که دست قدرت پروردگار نصیب شهر اصفهان و ما ملت قدرناشناس کرده است، می‌بینید؟ آری کیست که آن دورنمای پل‌های مارنان و سی و سه چشمه با درختان سر در هم کشیده، بیشه‌های پهناور و آن امواج آب‌های رودخانه که این ایام تمام سطح بستر زاینده‌رود را پوشانده و زیباترین مناظر را در نظر ناظران جلوه‌گر می‌سازد، او را مجذوب خود نساخته باشد؟ همه کس طرف عصرها و حوالی غروب آفتاب در اثر کارها و مشاغل روزانه خود، خسته شده و میل دارد ساعتی را در گشت و تفرج گذرانده، دماغ فرسوده خود را با هوای روح‌پرور کنار رودخانه، از خستگی‌های روزانه دمی آسوده دارد. لابد شما نیز گاهی منفردا و گاهی با رفقای خود حرکت کرده، وارد چهارباغ شده و از آنجا به طرف باغ جنت سرازیر می‌شوید»(اخگر، شماره 96، فروردین 1308).

حاشیه زاینده رود یا ساحل سِن (3)

«دیروز عصری برای گردش در حاشیه رودخانه از حوالی مدرسه چهارباغ حرکت می‌کردم. بدیهی است در هنگام عصر در خیابان چهارباغ، آلات نقاله مخصوصا درشکه در ایاب و ذهاب است و در هر درشکه کرایه، شاید در ده، شش تا حامل زنان می‌باشد. بر حسب تصادف در طول خیابان چهارباغ قبل از انحراف به طرف جاده کنار رودخانه زاینده‌رود، چندین درشکه متعاقب یکدیگر مملو از زنان ایرانی را دیدم» (اخگر، شماره 245، آذرماه 1308 شمسی).

فجرانه‌های سینمایی در اغما

ینجا چهارباغ، سینما فلسطین و جوانانی که در روز دوم جشنواره برای دیدن فیلم «کت چرمی» آمده‌اند. ساعت ۱۷:۴۵ دقیقه است و هنوز ۴۰ دقیقه مانده به شروع فیلم. آن‌گونه که شنیده‌ام، این فیلم جزو فیلم‌های محبوب علاقه‌مندان به سینماست و تجمع جوانان مقابل گیشه این موضوع را ثابت کرده است.