برچسب پهلوی

وقتی نخست‌وزیر ایران اسرائیل را به رسمیت شناخت و یک‌نماینده مجلس اعتراض کرد

اسفند 1328 در اقدامی بی سابقه محمد ساعد نخست وزیر وقت ایران، موجودیت اسرائیل را به صورت دوفاکتو (De facto) به رسمیت شناخت. این اقدام پذیرفتن پایین‌ترین سطح رابطه با یک کشور به شمار می‌آید، اما موجب تعجب بین کشورهای مسلمان منطقه، گروه‌ها و اقشار مختلف جامعه ایران شد.

فرح دیبا: حاضرم در اسرائیل راننده آمبولانس باشم

ملکه فرح اظهار داشتند که «به خاطر علل مختلفی به مرحوم پروفسور آشرمن ظلم شده است» و من امروز می خواهم این بار سنگین را از روی قلب خود بردارم و از این پزشک عالیقدر و اصیل ترین انسان تشکر نمایم که تنها به خاطر معالجه صمیمانه وی موفق شدم فرزندانم را به دنیا آورم.

ماجرای خرس ساواک واقعیت داشت یا نه؟/نام‌ آن‌خرس منیژه بود!

منیژه خانم را در سفر اول که در سربازخانه دیدمش کوچک بود ولی در سفر دوم بزرگ شده، حقیقتاً خرس شده بود. لابد باور نمی‌‌کنید ولی حقیقت این است و شوخی نمی‌‌کنم. منیژه خانم صدای شیپورها را می‌‌شناسد. به محض این‌که شیپور بیدارباش زده می‌‌شود، از جای خود حرکت کرده و کلیه‌ آسایشگاه‌‌ها را بازدید کرده و به‌تدریج صبحانه‌ خود را می‌‌خورد.

پیام امام به خلخالی: این‌چهارتا بشود پنج‌تا، ششمی خودت هستی!/طرفداران بنی‌صدر طرفدار خلخالی بودند

طبق روایت عطریانفر امام (ره) به پسرش سیداحمد خمینی گفت: «به آقای خلخالی پیام بده باید قضاوت‌ها و دادگاه‌ها طبق موازین انجام شوند و اگر نشوند و این‌چهار تا بشود پنج‌تا، ششمی خودت هستی!»

فردین: من و همسرم به تختی گفتیم تو مسلمانی و این‌کار گناه کبیره است/خودکشی کرد اما او را کشتند!

زیر فشارهای متعدد قرار گرفته بود، و خیلی وقت بود که تصمیم داشت خودکشی کند. من و خانمم به او می‌گفتیم که تو متعلق به خودت نیستی و به مردم تعلق داری، مسلمان هستی، نماز می‌خوانی و خودکشی در دین اسلام گناه کبیره است. دو سه سالی بود که به این‌موضوع فکر می‌کرد تا بالاخره خودش را کشت.

جنگ ۱۲ روزه انتقام فتح خیبر بود/ایرانی‌ها ماجرای سقاخانه و باشگاه آمریکا در امیرآباد را فراموش نمی‌کنند

جمعه‌ای که شنبه‌اش تعطیل است، ایران بیشتر آسیب می‌بیند یا شنبه‌ای که فردا یکشنبه‌اش ادارات باز است؟ اگر شنبه می‌زد همه‌جا بیشتر به هم می‌ریخت ولی کسی به این‌مساله توجه نکرد که چرا جمعه صبح زد. چرا؟ چون عید غدیر در پیش بود. چرا اسرائیلی‌ها باید عید غدیر به ایران حمله کنند؟

شباهت زندان پهلوی دوم با زندان آمریکایی‌ها در ابوقریب/چه‌طوری چریک؟

روزی دو بار هم بیشتر اجازه نمی‌دادند که به دستشویی بروم. در این‌فرصت کاسه ادرار را به دستشویی برده خالی می‌کردم. یک‌بار در همین‌دفعات که کاسه را با خود به روی زمین می‌کشیدم، ادرار لب پَر شد و مقداری از آن روی زمین راهرو ریخت که نگهبان آمد و بقیه آن را روی سرم خالی کرد. یک‌دفعه جا خوردم. آن‌قدر کارش زننده و غیرقابل تحمل بود که نمی‌دانستم گریه کنم یا فریاد بزنم، بغض بدجور گلویم را می‌فشرد.