برچسب پردیس احمدی

داستان‌های اساطیر ایران – لشکریان اهریمن؛ دیوها و هیولاها

در هزاره اول همان‌طور که پیش‌تر بررسی کردیم اهورامزدا، قادر متعال، قدرت‌های خود را در میان فرشتگانی به نام امشاسپندان تقسیم کرده و سپس با کمک آن‌ها، شروع به خلق لشکری از ایزدان می‌کند؛ چرا …منبع  : ویجیاتوبرای مشاهده کامل…

معرفی کرمپوس؛ هیولای کریسمس

از کودکی همیشه به دوستان مسیحی که در فصل سرما و تاریکی جشنی داشتند با حال و هوای نوروز ما و مدرسه نمی‌رفتند، حسودی می‌کردم. این حس تا زمانی بود که فکر می‌کردم بابانوئل، واقعی و بسیار مهربان است و با وجود این‌که تمام طول سال تا جایی که می‌شد شیطنت کرده و معلمان عزیزم، دوستان و هم‌کلاسیانم، خواهرم و... را اذیت می‌کردم، اگر ما هم مراسم کریسمس را برگزار می‌کردیم بابانوئل برایم کادوهای عالی می‌آورد. بزرگ‌تر که شدم به داستان‌های محلی کشورهای مختلف علاقه پیدا کردم و اینجا بود که از سرنوشت شوم بچه‌های بد در شب کریسمس باخبر شدم.

سه هزار سال نبرد سرنوشت‌ساز در اساطیر ایران

همان‌طور که در هفته‌های گذشته دیدیم؛ اهورامزدا و اهریمن، پیمانی بستند که در زمانی مشخص با هم مبارزه کنند. اهورامزدا دست به آفرینش لشکری از ایزدان و امشاسپندان می‌زند و اهریمن در مقابل سپاه ایزدی، فوجی از دیوهای تاریک می‌سازد. اهورامزدا می‌داند که برادرش اهریمن، در عین نادانی و غفلت، قدرت زیادی دارد و می‌تواند روشنایی را برای همیشه نابود سازد، که این همان هدف اهریمن یعنی از بین بردن نور و روشنایی و جاودانه شدن بدی و تاریکی در سراسر هستی.

داستان‌ سنت‌های کریسمس

همه ما در طول زندگی بابانوئل یا درخت کریسمس را در فیلم سینمایی، تلویزیون یا بازی‌های مختلف دیده‌ایم. سنت‌های تمام تمدن‌ها و مذاهب داستان‌های مختلف و جالبی دارند که حال که سال میلادی تحویل شده و حال و هوای کریسمس برقرار است از فرصت استفاده می‌کنیم که درباره سنتها و رسوم شب کریسمس و داستان هر یک را بشناسیم.

پیشدادیان؛ قهرمانان اساطیر ایران

در تاریخ اساطیری ایران باستان، شاهنامه و اوستا در کنار هم به بررسی بخش دوم سه هزار سال سوم و سه هزار سال پایانی آفرینش می‌پردازند. هفته گذشته به پاره‌ای از وقایع سه هزار سال …منبع  : ویجیاتوبرای مشاهده کامل…

همه‌چیز درباره ضحاک مار دوش

جمشید؛ بزرگ‌ترین پادشاه اساطیر ایرانی که توسط پروردگار و ایزدانش مورد لطف و مرحمت قرار گرفته بود، توانست سرزمین اهورامزدا را آباد سازد و بگسترد. او به مردمان فنونِ کشاورزی، دام‌پروری و ماهی‌گیری را آموزش داد و نیازهای ایشان را با چیره شدن بر سنگ آهن و تهیه لباس‌های بزم و رزم برطرف کرد

کابوس اژدهای ایران‌شهر؛ فریدون و کاوه

جمشید گریخت و تخت ایرانشهر به ضحاک رسید. فرمانروای جدید اما عادی نمی‌نمود؛ بر شانه‌هایش که ابلیس بوسه داد، دو مار رُست. این دو مار، آرام و قرار از ضحاک ببردند. پس برای آرام کردن‌شان به جستجو میان طبیبان پرداخت و آنگاه ابلیس، تلبیس کرد و به قامت پزشکی، شاه نو را نسخه داد که روزانه خورشتی از مغز دو مرد جوان بخورد، تا مارها آرام گیرند.