برچسب نقد فیلم

نقد فیلم حافظه؛ موهبت فراموشی

میشل فرانکو فیلمساز مکزیکی است که به خاطر درام‌های پیچیده، دردناک و کنترل‌شده‌اش که اغلب در صحنه‌های ثابت و استاتیک نمایش داده می‌شوند شهرت دارد. او به تازگی یکی دیگر از فیلم‌های پرچالش، دردناک و پیچیده خود را ساخته است. فیلمی که بازیگر نقش اصلی‌اش پیتر سارسگارد در جشنواره ونیز 2023 جایزه ولپی بهترین بازیگر مرد را از آن خود کرد. این فیلم درباره سواستفاده جنسی، خشونت، بهبودی و قدرت دوستی است، اما همانطور که از عنوان فیلم مشهود است به مساله حافظه و چگونگی انباشته شدن آن در طول زندگی برای شکل دادن به یک هویت می‌پردازد. حافظه تکیه گاه نامشخصی است که در ناخودآگاه ما وجود دارد، اما مانند وزنه‌ی سنگینی بالای سرمان می‌تواند ما را کاملا نابود کند. جدا از هر چیز دیگری، حافظه لزوما حقیقت نیست، بنابراین تلاش برای انکار آن هم لزوما دروغ یا توهم نیست. در ادامه با نقد فیلم «حافظه» همراه باشید.

نقد فیلم «کافه کنار جاده» (Road House) – سفری از سیاهی به روشنایی

کافه کنار جاده (road house) بازنگری از فیلمی به همین نام در سال ۱۹۸۹ است که خودش را به شکل عجیبی جدی می‌گیرد و از ما هم می‌خواهد همین کار را انجام دهیم. با ما برای نقد فیلم «کافه کنار جاده» همراه باشید.

نقد سریال اربابان آسمان (Masters of the Air) – پرواز به سوی مرگ

خیلی وقت بود که کمبود عجیب سریالی مانند اربابان آسمان (Masters of the Air) در میان عناوین منتخب و سریال‌های موفق احساس می‌شد؛ یک درام عظیم و حماسی درباره جنگ جهانی دوم و مملو از ستارگان خوش‌چهره و محبوب سینما. در واقع این سریال را می‌توان سومین بخش از سه‌گانه‌ی «جوخه‌ی برادران» (Band of Brothers) و «اقیانوس آرام» (The Pacific) در نظر گرفت که داستانش به جای اینکه در زمین و دریا اتفاق بیفتد، در آسمان جریان دارد.

نقد فیلم خانم هریس به پاریس می‌رود (Mrs Harris Goes to Paris) – رویاهایت را دنبال کن

برای آن‌هایی که از فیلم‌های آخرالزمانی و ابرقهرمانی که در آن سرنوشت انسان توسط بیگانگان یا جادوگران یا چیزی بسیار دور از واقعیت تهدید می‌شود خسته شده‌اند، فیلم ساده و دلنشین خانم هریس به پاریس می‌رود (Mrs Harris Goes to Paris) یک انتخاب به‌جا و حال‌خوب‌کن است. این فیلم که اقتباسی تازه از رمانی نوشته‌ی پاول گالیکو محصول سال 1958 است، داستان یک زن انگلیسی خستگی‌ناپذیر را روایت می‌کند که بزرگ‌ترین آرزویش داشتن لباسی از برند کریستین دیور است. در ادامه با نقد فیلم «خانم هریس به پاریس می‌رود» همراه باشید.

نقد فیلم طعم‌ چیزها (The Taste of Things)

طعم چیزها (The Taste of Things) فیلمی عاشقانه، مجلل و به معنای واقعی خوش‌طعم ساخته‌ی کارگردان فرانسوی-ویتنامی تران آن هونگ است که در جشنواره کن سال 2023 برنده نخل طلای بهترین کارگردانی شد. این فیلم که بر اساس رمانی به نام «دودین بوفان» (Dodin-Bouffant) نوشته‌ی مارسل روف ساخته شده است، در نگاه اول اینطور به نظر می‌رسد که تنها یک درام تاریخی باپرستیژ دیگر باشد. اما فیلم تران که تقریبا تماما در آشپزخانه، حیاط و اتاق غذاخوری قصر روستایی مشهور دودین در فرانسه دهه 1880 می‌گذرد، به سبک ظریف و پر از جزییات خود، به اندازه دیگر فیلم‌های مدعی جوایز درخشان و عجیب هم‌دوره‌ی خودش رادیکال است. در ادامه با نقد فیلم «طعم چیزها» همراه باشید.

نقد فیلم پنجه آهنی (The Iron Claw)

فیلم «پنجه آهنی» جدیدترین ساخته‌ی شان دورکین، روایتی مبتنی بر سرگذشت واقعی یک خاندان کشتی‌کج‌کار است. خانواده‌ای مصیبت‌دیده از تراژدی‌های مداوم که طبق باور عامه در نفرینی چندساله به دام افتاده است. در ادامه با نقد فیلم «پنجه آهنی» همراه باشید.

نقد سریال ریپلی (Ripley) – بازگشت به ریشه‌های سبک نوآر

ریپلی (Ripley) یکی از تازه‌ترین سریال‌های نتفلیکس ساخته استیون زایلیان است که در هشت قسمت منتشر شده و بازخوردهای عمدتا مثبتی از سوی منتقدان دریافت کرده. این سریال سومین اقتباس تصویری مستقیم از رمان «آقای ریپلی بااستعداد» (The Talented Mr. Ripley) نوشته پاتریشیا های‌اسمیت به حساب می‌آید؛ اولی فیلم فرانسوی «ظهر بنفش» (Purple Noon) محصول 1960 به کارگردانی زنه کلمان و با بازی آلن دلون و دومی هم اقتباس سینمایی معروف «آقای ریپلی با استعداد» محصول سال 1999 به کارگردانی آنتونی مینگلا و با حضور ستاره‌هایی مثل مت دیمون، جود لا و گوئینت پالترو. هرچند سریال «ریپلی» از نظر روایت کلی به این فیلم‌ها شباهت زیادی دارد اما از نظر پرداخت، در سطح کاملا متفاوتی قرار دارد و به نوعی ژانر نوآر را احیا کرده است.

نقد سریال شوگون (Shōgun)

اگر تا به حال فکر کرده‌اید ملوان‌های گرسنه‌ی مبتلا به بیماری اسکوروی (کمبود شدید ویتامین C) بعد از ماه‌ها دریانوردی چه شکلی می‌شوند، سریال شوگون (Shōgun) چندان شما را چشم‌انتظار نمی‌گذارد. این سریال که در بحبوحه‌ی تهدید فزاینده‌ی جنگ داخلی در ژاپن ۱۶۰۰ می‌گذرد، از همان ابتدا با تصاویری دلخراش کارش را آغاز می‌کند. این سریال با جاه‌طلبی و وفاداری آشکار به منبع اقتباسش یعنی رمان کلاسیک جیمز کلیول محصول سال ۱۹۷۵ ساخته شده است. با توجه به این که رمان اصلی بیش از ۱۰۰۰ صفحه است، این که سازندگان توانسته‌اند آن را در ۱۰ قسمت یک سریال خلاصه کنند فوق‌العاده است. نتیجه‌ی نهایی، سریالی تماشایی و مسحورکننده است. در ادامه با نقد سریال شوگون همراه باشید.