ما چیزی جز خاطرههایمان نیستیم
میگویند آدمی موقع مرگ، یک دور، تمام زندگیاش جلوی چشمانش میآید. همین موضوع زمینهساز آفرینش داستانی در ادبیات ژاپن به اسم «فانوس خاطرات گمشده» از ساناکا هیراگی شده است. اتفاقات اثر در آتلیهای جادویی میگذرد که آدمها بعد از مرگ و یک قدم مانده به سفر آخرت در آن توقف میکنند.
