برچسب مهدی فقیه

نقطه آغاز 1391

مجید، مهندس طراحی صنعتی بر خلاف میلش اما بنا بر وصیت پدر که استاد رشته منبت کاری بود عازم اصفهان شده و بعنوان مالک نیمی از کارگاه مشغول به کارمی شود اما حضور عموی وی در مراسم ترحیم و دیدار دوباره با استاد غلامحسین ، دایی مجید ، زخم کهنه گذشته آنها را تازه کرده و فرصت برای قدرت برادر ناتنی و از ارث محروم شده مجید برای انتقام گرفتن مهیا می شود. در دوراهی ماندن و عمل به وصیت پدر در احیای منبت کاری و یا رفتن مجید ، کل تجهیزات و سفارشهای کارگاه به سرقت رفته و انگشت اتهام به سوی مجید که دل در رفتن دارد نشانه می رود. حل معمای سرقت ، مجید و قدرت را کنار هم قرار داده و نقطه آغازی برای آشتی عمو و دایی آنها و اتحاد برای احیای هنر اصیل ایرانی می شود.

سلمان فارسی 1398

این مجموعه تاریخی به دوران زندگی، زمانه و مهاجرت سلمان فارسی از تولد تا صدر اسلام می‌پردازد. مجموعهٔ سلمان فارسی در سه مقطع ایران دورهٔ ساسانی، بیزانس و حجاز صدر اسلام به زندگی سلمان فارسی، صحابهٔ ایرانی پیامبر اسلام می‌پردازد. داستان این مجموعه از تولد روزبه (سلمان) تا درگذشت وی روایت شود.

خون بها 1385

جوان ورزشکاری بعد از حضور در مسابقات جهانی به ایران بازگشته و با قتل مشکوک برادرش مواجه می‌شود. در این ماجرا به مفاهیم عاشورایی نیز در جایگاه خود پرداخته می‌شود.

ویلای من 1391

داستان ویلای من دربارهٔ پیرمردی ۹۰ ساله و پولدار (آقای مشکات) است که قرار است به‌زودی فوت کند. وی هرگز ازدواج نکرده و فرزندی ندارد. او فقط چند برادر دارد که همهٔ آن‌ها فوت کرده‌اند. وکیل درستکار وی (نگین معتضدی) به دنبال وراث واقعی او می‌باشد که به‌طور اتفاقی ارسلان (مهران مدیری) و هدایت (سیامک انصاری) که در یک رستوران کار می‌کنند متوجه این ماجرامی‌شوند و تصمیم می‌گیرند که خود را به عنوان برادر زاده مشکات معرفی کنند. ارسلان فردی باهوش و خلاف کار با سابقه است و هدایت نیز سابقه زندان دارد و در جعل مدرک استاد است.

چشم و چراغ (بیراهه) 1391

داستان اصلی بر سر انسان ها و در گیری ها یشان با مسائل مادی و غفلت های آن هاست و فضا ، فضای ماه مبارک رمضان شده است. از یکسو ناصری عتیقه فروش نه چندان واردی است که حرص او برای بدست آوردن یک جفت چراغ لاله های مادر بزرگ کهه نزد خواهرش«هما» است او را به گناه و حتی دزدی از خواهرش می کشاند و از سوی دیگر باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای خانواده ی مستأجرش «بهروزی» می شود و موجب می گردد که یک یادگار خانوادگی با ارزش «چشم وچراغ» که نزد بهروزی است به سرقت رود اما ماجرای جالب آن است که«چشم وچراغ» توسط دزد آن به داخل گلدانی انداخته می شود و باورود گلدان به خانه ی ناصری در حقیقت «چشم وچراغ» به خانه برگشته است و از سوی دیگر چراغ لاله های مادر بزرگ هم که ناصری گمان می کند شکسته شده اند چراغ لاله های اصل نبوده،قضیه ی گردش «چشم وچراغ» و دنبال شدن آن توسط دزد و غافلگیری بدل بودن چراغ لاله ها ماجراهایی را به وجود میآورد که دراین گیرودار به ضرر کسانی می شود که در این قضیه به دنبال ریا کاری و سود مادی بوده اند.

انفرادی 1398

فیلم انفرادی داستان مردی بنام (مهدی هاشمی) است که به افرادی پرنفوذ بدهکار است و تصمیم می‌گیرد مثل گذشته سرقت کند و از دوست دوران جوانی (رضا عطاران) و همکارش (احمد مهرانفر) درخواست می‌کند تا کمکش کنند. این سه دوست از دزدی ماشین شروع می‌کنند تا عتیقه اما وقتی پول کافی بدست نمی‌آورند متوجه می‌شوند باید کار جدید انجام بدهند، اقدام به سرقتی بزرگ می‌کنند و وارد ماجرایی می‌شوند که اتفاقات طنز تلخ و شیرینی را برایشان رقم می‌زند.

تلاقی 1391

داستان «تلاقی» درباره خانواده‌ای است که کاروانسرایی قدیمی به آنها به ارث رسیده و این خانواده کاروانسرا را به رستوران و مهمانسرا تبدیل می‌کند. ماجراهایی که در این مهمانسرا اتفاق می‌افتد و مسائلی که برای این خانواده روی می دهد...

چراغ های خاموش 1380

بهزاد جوان ۲۱ ساله‌ای است که در یک خانواده متمول زندگی می‌کند. پدر و مادرش آنقدر در کار خود غرق هستند که توجهی به فرزندان خود ندارند. بهزاد دوستان نابابی دارد و دچار مشکلات حاد می‌شود. او که از طرف پلیس تحت تعقیب است با پسر نابینایی آشنا می‌شود و در یک زندگی اجباری با این نوجوان روشندل پی به حقیقت پیرامون خود می‌برد. از سوی دیگر پدر و مادر همدیگر را متهم می‌کنند و خانواده در حال از هم پاشیدن است که حضور پدربزرگ مانع فرو ریختن خانواده می‌شود.