یک آرزوی کوچک 1382
این فیلم روایت 5 خانواده را به موازات داستان پیش می برد و موضوع آن روابط اجتماعی و مشکلات روزمره خانواده هاست و هر داستان با یک شخصیت مشترک به داستان بعدی مرتبط میشود.
قصه این فیلم واقعی و داستان زهره دختر ۱۴ سالهای را روایت میکند که به پسر عموی خود علاقهمند است, اما پسر عموی زهره به جبهه میرود و به همین جهت داستان زندگی زهره دست خوش تغییراتی میشود و ...
فیلم كفش داستان نوجوانی است كه در روز عید غدیر علی رغم مخالفت های شدید بزرگ ترها می خواهد به جای پدر بزرگش مسئولیت كفشداری امام زاده را بر عهده گیرد كه با وجود این كه می خواهد توانایی خودش را اثبات كند در این مسیر با مشكلاتی نیز روبرو می شود.
مرتضی از فرماندهان دوران جنگ اکنون زندگی ساده و عزتمندی دارد، در ایام محرم، یکی از افراد تحت فرماندهی او (ناصر) که اکنون دچار مشکلات اقتصادی و ورشکستگی در تجارت شده است، به قصد یاری نزد مرتضی می آید، مرتضی به کج راه رفتن و زد و بند های اقتصادی ناصر پی می برد، حضور فرمانده و نیرو و همنشینی دوباره و آموختن ناصر از فرمانده، در ایام محرم تلنگری برایاو و بازگشت دو باره اش به راه درست است.
قصه فیلم درباره پسری به نام مرتضی است که بیماری مرزی دارد و ابن افراد به یک نفر وابسته خواهند شد که مرتضی قصه ی ما به برادرش جعفر دلبسته است و برادر جعفر هم ازدواج می کند و دختر هم از وی می خواهد که برادرش را رها کند و قصه به رفتارهای مرتضی برمی گردد...
ناخدا صبور و خانوادهاش در بندری کوچک در نزدیکی بوشهر زندگی میکنند. ناخدا از معتمدین بندر است و اهالی بندر او و خانوادهاش را به خوبی میشناسند. سامو تنها پسر و فرزند کوچک او است که ماجراجوییهای زیادی میکند و ناخدا را به دردسر میاندازد.
ریاض جنگجوی کهنه کار توبه میکند خونی بریزد و چون آتشفشانی خاموش به گوشهای میخزد. برای آتش افروزی مجدد او، به یک شوک قوی نیاز است و آن تعرض به گلجان تنها عشق و امید زندگی اوست. آتش ریاض شعله ور شده و خونها میریزد. غافل از اینکه بازیگر یکهتاز نمایشی پرماجرا گردیده است.