برچسب مهدی فقیه

کمی دورتر 1389

این فیلم درباره فرخ و منیر زوج سالخورده ای است که 30 سال در ایستگاهی دور افتاده سوزنبان قطارند. منیر آرزوی زیارت حضرت معصومه (س) را دارد اما تا بحال نتوانسته همسرش را تنها بگذارد تا این که خوابی می بیند.

باغبان 1387

عمو قربان، باغبان یک پارک محلی است. فرزند او حسین سال‌ها پیش در عملیات کربلای 5 مفقود الاثر شده است. عمو قربان در کیوسکی در پارک زندگی می‌کند. او به یاد پسرش و نیز شهدای گمنام باغچه‌ای پر از گل‌های زیبا در پارک طراحی کرده است. تمامی اهالی محل به عمو قربان احترام می‌گذارند و از او در مشکلات خود مشاوره می‌گیرند. عمو قربان شب‌ها پس از فراغت از کار در هیئت عزاداران محل به رتق و فتق امور هیئت می‌پردازد. شبی از شب‌های محرم یک جوان خوش سیما به نام مهدی به عمو قربان مراجعه کرده و به او خبر می‌دهد تا چند روز دیگر پیکر فرزندش حسین به اتفاق چند شهید گمنام دیگر در روز تاسوعا در شهر تهران تشییع می‌شوند ...

بی نشان 1401

«مسعود» که از خانواده‌ای نسبتا مرفه است قصد ازدواج با «ریحانه» را که از خانواده‌ای فرهنگی و خواهر دوست و هم‌کلاسی «مسعود» در دانشگاه است، دارد و درام عاشقانه‌ای بین این 2 نفر در «بی‌نشان» در جریان است.

نشانه ها 1392

محسن بعد از خرید کتابهای یک کتابخانه متوجه دزدده شدن یک صندوقچه قدیمی میشود با توجه به نشانه هایی او بازداشت میشود اما …

رویای نیمه شب (کوتاه) 1395

«رویای نیمه شب»، داستانی است عاشقانه با زمینه‎ی مذهبی که حکایت از دلدادگی جوانی از اهل سنت به دختری شیعه مذهب دارد که در راه وصال با موانع و اتفاقاتی تلخ و شیرین مواجه است.

روز هفتم 1389

"روز هفتم" داستان پدر و مادری را روایت می کند که فرزند خود را به مشهد برده اند که شفا پیدا کند.مادر کودک نذر کرده که هفت روز در جوار حضرت امام رضا (ع) باشد.اما در روز ششم حال کودک بدتر می شود و با پافشاری پدر،مادر راضی می شود که کودک را به تهران بازگردند.اما در راه اتفاقاتی رخ می دهد که...

حبیب 1389

جوانی به نام حبیب برای رسیدن به ثروت بیشتر با آدم های ناشناس وارد معامله می شود، شخصی به نام فرهاد از او می خواهد که یک کامیون حامل عتیقه جات را به مقصد برساند. او در راه دستگیر شده و متوجه می شود که زیر عتیقه ها 2 تن مواد مخدر جاسازی شده است. حبیب به زندان می افتد و حکم اعدامش صادر می شود. او منتظر اجرای حکمش است که همسرش به ملاقاتش می آید و خبر می دهد که باردار است. حبیب که سال ها در عشق داشتن یک فرزند می‌سوخته است ناگهان جان دوباره ای می گیرد. او در زندان می شنود که اگر قرآن را به طور کامل حفظ کند در جرمش تخفیف قائل شده و از اعدام عفو می شود.او با کمک رئیس زندان شروع به حفظ قرآن می کند و…