مدرسه ما 1388
داستان این سریال درباره دانشآموزان کلاس سوم (ج) مدرسه راهنمایی چمران است که دردسرها و مشکلاتی را برای مدرسه ایجاد کردهاند. کیهان، معلم جدید ادبیات که در میانه سال جایگزین معلم قبلی شده است تغییراتی را در شرایط مدرسه ایجاد میکند.
داستان این سریال درباره دانشآموزان کلاس سوم (ج) مدرسه راهنمایی چمران است که دردسرها و مشکلاتی را برای مدرسه ایجاد کردهاند. کیهان، معلم جدید ادبیات که در میانه سال جایگزین معلم قبلی شده است تغییراتی را در شرایط مدرسه ایجاد میکند.
بهادر کدخدای ایل پوسان با کدخدای طایفه همسایه سرخو رقابت و مخالفتی دیرینه دارد. مدتی است آتش کینهها خاموش شده است تا اینکه سرخو با اعتماد به نفس به خواستگاری دختری زیبا و کم سن و سال بهادر جهان پسند میآید. غافل از اینکه قرار است مدتی بعد جهان پسند به عقد پسرعمویش درآید. بهادر قاطعانه با این وصلت مخالفت میکند. زخمهای کهنه سرباز میکنند. هر دو طایفه از کدخدای خود حمایت میکنند. درگیری ابعاد بزرگتری مییابد و بهادر تلاش بزرگی را آغاز میکند.
دینامیت داستان آپارتمانی را روایت میکند که افرادی از قشار مختلف جامعه، چون ساقی و طلبه در آن ساکن هستند. در واقع دو طلبه با بازی پژمان جمشیدی و احمد مهرانفر، ساقی با بازی محسن کیایی و همچنین دو دختر با ایفای نقش نازنین بیاتی و زیبا کرمعلی هم در این ساختمان حضور دارند که با توجه به تضادهای فکریشان موقعیتهای طنزی را میسازند.
«بچههای مسجد» داستان آدمهایی است از سال ۱۳۵۷ که آزادیخواهی و مبارزه با ظلم را از مسجد محلهشان آموختهاند، مسجد برای آنها نه فقط یک مکان مذهبی که پایگاهی است بای فعالیتهای انقلابی.
شکیبا به دنبال شخصی به نام شیخ محمد میگردد. با شخصی به نام یونس برای پیدا کردن شیخ محمد همراه میشود.
سرایدارخانه ای در شیراز میخواهد به مسافرت برود .اواز دوستش می خواهد که در نبود او مراقب خانه باشد و دوستش این مسئولیت را به پسرانش محول می کند . روزی پسر بزرگتر به عنوان خانه پا وارد خانه می شود ولی به اشتباه وارد خانه همسایه میشود و اتفاقاتی رخ می دهد .
داستان فیلم محله لب آب داستانی خانوادگی و دارم دارد. این محله نام یکی از محلههای قدیم شیراز است و در آن کوچه های قدیمی قرار دارند. این محله در پایین شهر شیراز قرار دارد. این محل در قدیم باغ های بزرگی داشت. اما حالا به دلیل کمبود آب و اضافه شدن جمعیت این باغ ها کم کم خشک شدند و تمام این زمین ها الان تبدیل به ساختمان شده اند. نزدیک عید است و زمان چهارشنبه سوری رسیده است. در این محل قرار است عقد و عروسی اتفاق بیفتد. اصلان و شمس فکر می کنند که در منزل مش اکبر و درست زیر خانه او گنج قرار دارد. آنها مشغول به کار می شوند تا گنج را بیابند. در همین حین آب محله هم قطع می شود و داماد هم ناپدید می شود. همزمان با این اتفاقا پسرخاله یاسمن که در خارج از کشور زندگی می کرد برمیگردد. دقیقا در لحظه سال تحویل آب وصل می شود و عروسی از سر گرفته می شود….
آقای اسکویی رئیس یک شرکت ساختمانی و برجسازی معتبر، کتی جادویی دارد که جیبهایش همیشه پُر پول است و هرگز تمام نمیشود. او در نظر دارد به نحوی از شر این کت خلاص شود، چراکه در کنار این ثروت بی حد و حصر، دردسرها و مشکلات فراوانی برایش ایجاد کرده است؛ به همین سبب، تصمیم میگیرد کت را به «عماد» کارمند شرکت که جوانی آس و پاس اما خوش قلب و سالم است، بسپارد. «عماد» خشنود است که با بدست آوردن آن کت، یک شبه راه صد ساله را طی میکند، اما…